ادميت

* پاره ای از ما، چون عنکبوت که از تنیدن باز نمی ایستند، حتی زمانی که چنین می نماید دست کشیدن از امید، از هر کار دیگر خردمندانه تر است، از تنیدن باز نمی مانند. ریسمان ما هر چند نازک و بی رمق باز می تواند با امید و کنجکاوی و شگفتی و عشق و ارزوی صمیمانه سهیم کردن دیگران در سفری به ستارگان تنیده شود. هدف ما ارزش این تلاش را دارد زیرا ستاره ای که ارزویش را داریم ادمیت کامل برای همه است.

ادمیت، هنر به تمامی انسان بودن: لئوبوسکالیا

 

این عنکبوت بالایی رو خیلی خوب درک می کنم. فعلا هم حسیم.

 

** عین قهوه سیاه شدم، انقدرم دختر تلخ نوبره والله! با بچه ها یه سر رفتیم تپه های داوودیه ولی اصلا سرحال نبودم که حتی خوب ببینمشون، با اون دو تا استامینوفن کدئینی هم که بالا داده بودم بیشتر توی رویا به سر می بردم تا با بچه ها! الی کوچولو اینو خوب حس کرده بود چون برخلاف دفعه پیش این بار اصلا به من محل نمی داد و بیشتر با مریم می پرید، حالا با این همه اوضاع و احوال دارم قرار استخر هفته بعد را هم فیکس می کنم. (اِند بچه پررویی!)

 

یکی از بچه های کلاس زبان رشته صنایع غذایی می خونه و کلی در مورد انواع تنقلاتی که بین دو زنگ توی بوفه می خوریم برامون سخنرانی می کنه، جدیدا پفک رو که می بینم یاد سرطان می افتم از بس که راجع به مضراتش برامون حرف زده، جالبیش اینجاست که خودش با اینکه هیچ چیز غیر مفید نمی خوره معده انچنان سالمی نداره، یاد دکتری افتادم که یکی از اشنایان برای موهاش رفته بود و به محض ورود وقتی با کله طاس دکتر مواجه می شه برمیگرده و می گه این اگه بلد بود سر خودش رو مودار می کرد، به نظرتون چرا همیشه ما خیلی واردیم ولی در مورد خودمون کارائی نداریم؟ (اینو در مورد همه زمینه ها گفتم)

 

*** بهروز صفاریان در شب شیشه ای چرت شیشه ای مسئولین شبکه را شکست!

 

**** این عکسهای دوست داشتنی از درون زمین. کلا سایتش باحاله. از من می شنوید همه عکسهاش رو ببینید.

 

***** اینم سایت دختر ایرونی دانشجوی ویرجینیا که توضیحات کاملی در رابطه با حادثه دانشگاه ویرجینیا که منجر به کشته شدن 30حدودا  نفر شد داده.

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸٦
تگ ها :

بی عنوان

* همان گونه که تسلیم آب، سنگ سرسخت را می شکافد

تسلیم به زندگی نیز حل ناشدنی را حل می کند

آموخته ام که تسلیم دیگر بار برگشتن است

اما این درس بی واژه را

ای مثال آسان را

آدمیان از دست داده اند.

لائوتسه از کتاب آدمیت نوشته لئوبوسکالیا

 

** به شما خوش می گذره؟ به ما که حسابی! درگیر عروسی و دید و بازدید و کلا تو کوچه خوشگذرونی و بی خیالی و عیاشی! توصیه می کنم این راه رو هم امتحان کنید وگرنه یه هویی به دنیای دیگه کوچ می کنید و این کوچه ندیده از دنیا می رید، از ما گفتن بود، بعدا نگید نمی دونستیم.

 

*** آقا ما هر کتاب فوق العاده ای که دستمون می آمد که اثر یک زلزله کوچیک رو روی ذهنون داشت به هر کی دم دستمون بود پیشنهاد می کردیم و از سر انسان دوستی یه چند تایی هم کادو برای عزیز انم می گرفتم که متحول بشند. انصافا اثر خوبی هم (برای من!) داشت چون بالاخره فهمیدم بابام جان هر لباسی که برای تو مناسب باشه شاید اندازه قامت دیگری نباشد و به هر کسی باید اجازه بدیم راهش رو خودش انتخاب کنه و همچنین وسایل مورد نیاز در این راهو.

حالا این تو گوشم خوب فرو رفته ها ولی نمی تونم نگم که کتاب نیمه تاریک وجود کتاب خوبیه، انسان و سمبولهایش رو هم بخونید، من بودم از سه شنبه ها با موری نمی گذشتم، کتاب های وین دایر هم قشنگند، به جان خودم این بی نظیره ...

ای بابا بسه دیگه دختر جان!

 

****  دو دسته برای دیدن فیلم اخراجی ها می روند، دسته اول افرادی که به خاطر موقعیت های کمدی و طنزی که در این فیلم وجود داره تا یه کمی به دور از فشارهای زندگی بخندند، دسته دوم ادمهایی که می روند که ثابت کنند همونطوری که فکر می کردند این فیلم ارزش دیدن نداره و فقط ادمهای عامی از این فیلم خوششون می یاد.

 

***** هری پاتر خون هاش بخونند: هری پاتر و حقایق مرگبار

 

****** اینم یک سایت جامع و کامل درباره جواهری در قصر!

 

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٦
تگ ها :

سيزده بدری

*  13 بدَرٍتون به بخیر. خوش گذشت؟ کاهو سکنجبین خوردید؟ فوتبال و اِستُپ هوایی و وسطی و گرگم به هوا بازی کردید؟  پُوکر مدل بسته یا باز، حکم چهارنفره یا دو نفره، رامی و ریم، ریدی پاس و هفت کثیف بازی کردید؟ سبزه گره زدید و سبزه هاتون رو به اب سپردید؟ پیاده روی کردید؟ اگه کردید خوش به حالتون چون من تمام مدت کنار اتیش زیر نم نم بارون نشسته بودم و دهنم هی می جنبید! اخه فکر کن غذا چندین نوع و سالاد و ماست و ترشی انواع مختلف و یه عالمه هم پفک و چیپس و اسنک و تخمه تند مشتی که خودم درست کردم و شکلات و اجیل و  آش و کاهو و سکنجبین و ... رو اضافه کن و یه اتیش مشتی که دلت نمی خواست از کنارش توی اون سرمای 13 بدری تکون بخوری و نتیجه می شه چند کیلو اضافه وزن و یک بوی فوق العاده دودی و لباس خیس! بازم خوبه برگشتنه به بچه ها گفتم دیرتر از ما راه بیفتند و یک 30 دقیقه ای با داداش کوچیکه مسیر برگشت رو کنار گندم زارها و زیر بارون دویدیم. آی مزه داد. به اندازه تموم 13 بدرهای سالهای پیش کیف کردم.

 

**  من از سریال جواهری در قصر خیلی خوشم می یاد، به نظرم داستان ساده و روانی داره و حس امید و خوش بینی و تلاش یک دختر ساده و مصمم رو خیلی خوب به بیننده منتقل می کنه، حالا اگه شما هم با من موافقید و ذائقه امون یکیه این عکس ها هدیه نوروزی شما.

 

***  این سایت برای یادگیری کمک های اولیه بدک نیست!

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٤ فروردین ۱۳۸٦
تگ ها :