جای زخم

 

باید از بهترین دوست ترسید، هیچکس روح تو را آنقدر عریان ندیده است که جای زخم ها را بداند...

از وب پستو

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱:٤٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩٠
تگ ها :

دوستی

با دوستم که ترتیب جشن سورپرایز تولدم رو داده بود صحبت می کردم. می گفت "آزی توی این گروهی که باهاشون این ور اون ور می ریم، بعضی ها می خواستند منعم کنند از این کار و می گفتند اگه دوستی اتون به هم بخوره چی؟ اگه بره با یکی دیگه دوست بشه چی؟ :دی" کلی باهاش خندیدم. (با این دوستم توی کلاس زبان دو سال پیش آشنا شدم و بنا به مشترکات تفریحی و اخلاقی مچ تر شدیم.) اول بچه ها فکر کرده بودند که توی گروه من و دوستم با هم اشنا شدیم ولی بعد که فهمیدند دوستیمون خارج از گروه شکل گرفته گفتند "خوش به حالتون و این دوستی اتون!!" که حقیقتا هم همین طوره!

گروه رو دوست دارم. ولی به نظر می یاد بعضی از بچه ها از روی تنهایی به گروه رو اوردند و سعی می کنند خلا هاشون رو با گروه پر کنند. خیلی ها مشتاق دوست پیدا کردن هستند ولی جو حاکم بر گروه چندان جالب نیست. در ظاهر روابط خیلی حسنه است ولی کمی که بیشتر پیش می ری می بینی اینطوری نیست و روابط خیلی عمیق و معنادار نیست و در همون سطح پر کردن اوقات فراغت مونده و حتی گاهی اوقات نظرات خصمانه رو پشت دوستانشون می شنوی! البته از یه نظر خیلی بد نیست که افراد، خودشون رو خیلی در گیر زندگی همدیگه نمی کنند. ولی از طرف دیگه برای اینکه یه دوستی عمیق شکل بگیره فرد ناگزیره به اشتراک گذاشتن بعضی از پوشیده هایی که قابل گفتن و شنیدنه (در حد اینکه به مرزهات اسیبی نرسه) و کمی حساسیت و علاقمندی و صداقت بیشتر!

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱ خرداد ۱۳٩٠
تگ ها :