خدا رو شکر

چند روزیه که به قولم مبنی بر نخوندن اخبار پایبندم و حالم خوشه. همزمان سی دی سایه های سهیل رضایی رو گوش می دم و تمرینات رو توی زندگی واقعی ام انجام می دم و توی گروه درمانی در موردش حرف می زنم و خودم رو تحلیل می کنم. گوشه چشمی هم به روش های ثروت افرینی دارم مثلا لیست ارزوهام رو برای سال 94 دارم اپدیت می کنم، ارزوهای جدید اضافه می کنم و اونهایی که برام جذابیت نداره رو خط می زنم. تا به حال به عدد 60 رسوندمشون و باید 60 تا دیگه ردیف کنم (خودم هم تعجب کردم وقتی دیدم انقدر ارزو نوشتن سخته! فکر کنم بچه که بودم ارزوهای بیشتری داشتم!)  که بعد از بین ارزوها 30 هدف در بیارم و بعد 5 تاش رو برای سال 94 انتخاب کنم که براش برنامه ریزی کنم و به سرانجام برسونم. از 6 تا هدف سال 93 که نوشتم تقریبا 4 تا محقق شده و اون دوتا هم انشالله تا عید انجام می شه. همزمان هم از زندگی با همسرم لذت می برم. چند شب پیش کابوسی دیدم و با هراس از خواب پریدم اما به محض اینکه از حضور همسرم مطمئن شدم دوباره با امنیت حضور اون خوابیدم و چه لذتی داشت حس بودنش انقدر که روز بعد وقتی از خواب بیدار شدم اولین کارم شکرگذاری به خاطر وجودش بود. توی این هفته هم قدرشناسی رو دارم تمرین می کنم. مخصوصا از مادرم! وقتی ازش تشکر می کنم دستپاچه می شه نیشخندهرچند منم توی تشکر کردن چندان حرفه ای نیستم. باید بیشتر در زندگی ام بیارم. به خصوص به جای نگاه به زشتی های اطرافم بتونم زیبایی ها رو هم ببینم و قدرشناس اشون باشم. لبخند

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ اسفند ۱۳٩۳
تگ ها : روزمرگی

در سخت ترین لحظات

تو اوج اوضاع به هم ریخته نباید امید به نور را نابود کرد. 

 حتما راهی هست

حتما راهی

حتما

.

.

.

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳ اسفند ۱۳٩۳