زمين خواری...

* دفعه پیش درباره زنی نوشتم که در نیمه های زندگی به خودش می یاد و نقابی رو که به چهره زده بود کنار می زنه و سعی می کنه جوری زندگی کنه که دوست داره ، خودش باشه بدون توجه به عکس العمل و واکنش دیگران.  توی واقعیت این زن هر کسی می تونه باشه ، من یا تو ، می تونه حتی یه مرد باشه ، چون قهرمان این داستان زن بود دلیل بر این نمی شه که من قصد مرد ستیزی داشتم ، نمی دونم چرا دوستهام چنین برداشتی داشتند!!! البته به نظر من زنها بیشتر به خاطر دل دیگران از خواسته های خودشون می گذرند و جوری زندگی می کنند که دیگران می خوان ، چه در دوران کودکی و نوجوانی در خانه پدر و مادر و چه در زندگی در کنار همسر البته بیشتر هم (مخصوصا در ایران) این زندگی تحمیلیه نه اختیاری. شماها غیر از این فکر می کنید؟
 
** این شمالی ها خیلی خوش شانسن ها  و خیلی زرنگ ، خیلی هاشون از هیچ به همه جا رسیدند. به خاطر فروش زمینهای ساحلی به ادم پولدارها ، دیگه کنار ساحل زمین خالی به ندرت پیدا می شه. تمام زمینهای ساحلی گرفته شده و خورد شده و داره به فروش می رسه ، تا چند سال دیگه اگه وبلائی کنار دریا نداشته باشی دیگه نمی تونی تا خود ساحل هم بری!! یکی از این ادمهائی که من می شناسم و الان از بساز و بفروشی میلیاردر شده مردی ماهیگیر و قوزداریه که تمام زمینهای ساحل اطراف نور رو تفکیک کرده و خودش هم بر ساخت و ساز اونها نظارت داره یا به معنی بهتر اونو تحت نظارت خودش در اورده ، چون پیمانکار یه خونه رو متری 100 تومان می سازه و این اقا 130 تومان ، ولی همه اون اطراف ان کار رو به این اقا واگذار می کنند چون رئیس شورای محلیه و با شهرداری دستش توی یه کاسه است و به هیچ کس دیگه اجازه ساخت و ساز نمی ده و کار رو می خوابونه ، جالبتر اینه که با همه مال و ثروتی که جمع کرده هنوز که هنوزه ماهیگیری می کنه ، هر شب برای پهن کردن تور می ره و صبح به صبح برای جمع کردن تور ، خودش هم می گه از این کار لذت می برم ، ماهی رو به سکنه همون ویلاهائی که خودش ساخته می فروشه.
 حالا اینا رو گفتم  که بگم اگه می خواین سرمایه گذاری کنید و پول هم دارید برید یه تیکه زمین تو شمال بخرید که تا چند سال دیگه دیگه زمین خالی کنار ساحل پیدا نمی شه و یه دلیل دیگه اینکه زمین داره به طور تصاعدی بالا میره.
اینطوری هم که پیش میره فکر کنم چند سال بعد که زمینهای ساحلی تموم شد خود دریا رو تکه تکه کنند و بفروشند. البته همچین هم بد نیست ها مگه اروپائی ها زمینهای ماه رو خرید  فروش نمی کنند!!
 
*** راستی کوروش جان اخه اون عکسهای احمد یاسین چه ربطی به کله پاچه داشت؟؟ خدا بگم چیکارت کنه هر وقت دیگه می خوام کله پاچه بخورم یاد اون عکسها می افتم و نمی تونم!! بچه مگه ازار داشتی؟؟؟
 
**** اینم دندانپزشکی به زبان ساده
 
***** راستی سینا هم یه کتاب معرفی کرده که بخونم ، فقط ببینید عنوانش چه قدر بانمکه ، "زنان خوب به آسمان می روند ، زنان بد به همه جا می رسند" ، سینا جان اخه اینم شد عنوان؟؟ من می گم چرا به هیج جا نمی رسم نگو من اسمونی هستم و خودم خبر ندارم!!!
 
  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ٤:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ اردیبهشت ۱۳۸۳
تگ ها :