زن ايرانی و فمينيسم

۱. توی این یکی دو سالی که وبلاگ می نوشتم بعضی وقتها شده بود که از گوشه و کنار بهم می گفتند فمینیست. راستش زیاد با این کلمه آ شنا نبودم و با مبانی و تئوریهاش کاملا بیگانه ولی حالا که دیگران تصور می کنند من یک فمینیست هستم دنبال معنی و تفکر این فرقه رفتم تا حداقل یه پیش زمینه و اشنائی باهاش داشته باشم. اون چیزی رو که من از این مکتب خوندم برای شما هم می نویسم تا شما هم اگه بهتون می گن فمینیست یا قصد دارید که به کسی بگید فمینیست حداقل یه اشنائی مختصر داشته باشید:
 
فمینیسم شا خه های مختلفی داره که مهمترین اون عبارتند از :
لیبرال‌، رادیکال‌، مارکسیستی‌ یا سوسیالیستی‌ ، فمینیست افراطی ، فمینیست سکولار ، ....
 
از چنین دیدگاههایی نابرابریهای جنسی ریشه در طبیعت جنسی ندارد بلکه غیر ذاتی و بر ساخته فرهنگ است. فمینیستها بر برابری زن و مرد تکیه دارند و در صدد ریشه کن کردن تبعیض های جنسی بر علیه زنان می باشند.
 
اما فمینیست در ایران: به نظر می رسه که چیزی که به عنوان این جنبش در ایران وجود داره وام گرفته شده از تعاریف و تئوریهای غربی هاست ، اما به علت بافت مذهبی کشور ما گهگاه تناقضاتی در این بین دیده می شه ، کنوانسیون حقوق زنان که توسط شورای نگهبان به خاطر تناقظاتش با اسلام رد شد از دسته همین تناقضات است ، اصولا اسلام تساوی حقوق  مرد و زن را رد کرده که این موضوع توسط اقای مطهری در کتاب حقوق زن در اسلام به تشابه حقوق منظور شده یعنی اسلام تشابه را پذیرفته و تساوی را رد کرده ، با توجه به این مساله به نظر می رسه که فمینیست در ایران از مشکلی اساسی برخوردار است چون اگر به قرار به پذیرفتن فمینیست باشد چطور با دستورات قران برخورد کنیم ؟
 اما به نظر می رسد که همه قوانین فمینیستی در اروپا و جوامع غربی هم مورد پذیرش جوامع زنان ایرانی نیست (حداقل در الان)‌ چون در ایران و کشورهای شرقی به علت اهمیت خانواده در جامعه و نقش مرد به عنوان رئیس خانواده و نان آور که از تعاریف جاافتاده در فرهنگ ایرانی است پذیرفتن برابری (حتی برای خود زنان چه عوام چه قشر تحصیلکرده ) هم کمی مشکل است* ، اما به نظر می رسد که چیزی که عامه زنان ایرانی در این برهه زمانی خواهان ان هستند تعدیل قانون به نفع زنان و حمایت بیشتر دولت از زنان و مشارکت بیشتر در جامعه و تعدیل روحیه مردسالارانه در جامعه می باشد.
فمینیستهای ایرانی راهی دراز در پیش بردن اهداف خود دارند حتی سختتر از همجنسان خود در کشورهای غربی ، چون در ان کشور ها چیزی به اسم مذهب که مانعی در سر راه این جنبش است وجود نداشت ولی مهم راهی است که شروع شده و بدون تردید روزی به نتیجه می رسد.
 
* خود من بارها زنانی را شاهد بودم که از قوانینی مثل ارث و دیه و حق طلاق و  ... که به نفع مردان است بیشتر از خود مردان در دفاع از ان می کوشیدند.
 
2. اما به نظر من در کشوری که مردان هم گاهی بیشتر از زنان مورد ظلم قرار می گیرند شاید صحبت از ظلم به زنان و تشکیل گروهی خاص به تنهائی کارگشا نباشد چون به هر حال زنان ما جدا از این جامعه نیستند. هر چقدر که جامعه از رشد بهتری برخوردار بشه ناخوداگاه جامعه زنان هم از وضعیت بهتری برخوردار می شه. مثلا ما نمی تونیم ازادی زنان رو بدون ازادی جامعه بیان کنیم چون این دو جدا از هم نیستند یا وضعیت اقتصادی و اشتغال و ...
 
5. بالاخره من تنبل بعد از دو ماه این ماهی کوچولوی بیچاره رو انداختم تو حوض پارکشهر ، اون استخر بزرگه که چند تا از دخترهای دانش اموز پارسال توش غرق شدند خالی بود ولی کنارش یه حوض کوچولو بود پر از ماهی ، منتها دور تا دورش رو نرده کشی کرده بودند ، می خواستم از نرده ها بالا برم و ماهی رو بندازم منتها یاد نصیحتهای مامانم اینا افتادم و سنگینی دختر!! اینه که منصرف شدم و از یه اقایی که اومده بود به ماهی ها نون بده خواهش کردم این کارو انجام بده ، وقتی که ماهی رو دیدم که توی حوض شروع به گردش کرد خیالم راحت شد فقط خدا کنه ماهی هایی که اونجا بودند گوشتخوار نباشند و نونخوار باشند. !!
حالا خیالم راحت شد چون هر وقت ماهی بیچاره رو می دیدم که تنهائی داره توی اون تنگ کوچیک واسه خودش می گرده ناراحت می شدم ، حالا می تونم با وجدانی اسوده و قلبی ارام برم به کارهای دیگه برسم. سولماز جان تو هم تا اون ماهی بیچاره رو نکشتی بندازش توی یه حوض پارک نزدیک خونتون....
 
۶. عمار تو معتقدی بعضی از انسانها بايد فدا بشند تا بقيه ادمها زندگی بهتری داشته باشند؟؟؟
  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۳
تگ ها :