قبول داری؟

فکر کنم آدمهای کمی پیدا بشند که دوستی نداشته باشند چون یکی از لذات زندگی بهره بردن از مصاحبت و همنشینی با افرادیه که نزدیکی فکری یا روحی بیشتری با تو داشته باشند و بعضی مواقع حتی دوستی و هم صحبتی با افرادی غیر متجانس هم برای زمانهایی می تونه تو رو شاد کنه.

 

 ولی همونطور که همه چیز توی این دنیا قاعده و قوانین خاصی برای خودش داره دوستی هم از این قاعده مستثنا نیست و برای قوام بیشتر و ادامه دار بودنش ناگزیر به رعایت بعضی چیزها هستی. از نظر من شروط اصلی و اولیه قوام یک دوستی احترام و علاقه متقابله اونم به طور توام. چون درسته که عنصر علاقه و محبت برای یک دوستی شرط لازمه ولی کافی نیست و احترام به احساسات و عواطف همدیگه یکی دیگه از شروط مهمیه که می تونه به پایدار بودن یک دوستی کمک کنه. (که اگه  دوستی ای واقعی باشه عمل کردن به اينها نه از روی اجبار که از روی مهر و علاقه است)

 

فکر کنم یه نگاه به دوستی های چند ساله و قدیمی هم درستی این قضیه رو تائید کنه. چون به هر حال تو نمی تونی دوستت رو مورد آزار و اذیت قرار بدی و توقع همون دوستی بی غل و غش رو ازش داشته باشی. چون در این صورت دوستت به این موضوع فکر می کنه که اگه تو واقعا در مورد علاقه و دوستیت راست گفته بودی هرگز راضی به آزار و ناراحتیش نمی شدی!

 

پس اگه دوستی دارید که از ناراحتی شما ناراحت و به خاطر شادیتون شاد می شه، دوستی که محبتش رو از شما دریغ نمی کنه و نسبت به محبت شما قدرشناسه، دوستی که توی همه دوران چه سختی چه شادی تنهاتون نمی ذاره قدرش رو بدونید و به من هم معرفی کنید...

 

**تو مرا دوست میداری
من او را دوست میدارم
و او دیگری را ...
نمیدانم آن دیگری هم دل در گرو او دارد یا او هم بدنبال توی دیگری میگردد .
چرخه ای زاییده بازی دل که در مسیر دواری  میگردد و ما هر یک در گوشه ایی ضمیری بخود میگیرم و نامی را قبول میکنیم . 
من 
تو
او
ما 
و ...
در عجبم از سر دل . در عجبم ...
 براستی چه بهایی را باید برای دوست داشتن پرداخت ؟!!(از وبلاگ رهگذر خسته)

 ***  وای چه قدر دوست دوست کردم، حالا گذشته از دوست بازی، تو دوست داری با دوست من که دوست داره با دوست تو دوست بشه دوست بشی؟ چون دوست من دوست داره با ...

 

**** بوش هم که فعلا از کری زده جلو. (بعد از عراق نکنه نوبت ما باشه البته کری هم همچین بهش نمی یاد کمتر از بوش با ایران پدر کشتگی داشته باشه!)

 

***** یعنی می شه یه روزی سیاوش قمیشی توی کیش کنسرت بده!

 

****** فکر کنم يکی از بديهای من اين باشه که اگه کسی حرفی به هم بزنه و من جواب ندم انگاری توی گلوم يه چيزی گير کرده و باعث تنگی نفسم می شه. ولی حقيقت اينه که دوست ندارم کسی در مورد من اشتباه فکر کنه. دوست دارم همونجوری که هستم نشون داده بشم حتی اگه اين کاراکتر از ديد يه عده بد باشه. چون به هر حال چه خوب چه بد اين خود واقعيم هستم.

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۳
تگ ها :