فقر فرهنگی...

* بعضی وقتها زیستن در محله های جنوبی تهران این شانس رو به تو می ده که با طبقه های پائین اجتماعی از نزدیک اشنا بشی. طبقه متوسط، طبقه فقیر، طبقه زیر خط فقر و ...

به وضوح دیده می شه که فقر فرهنگی گاهی اوقات نتیجه مستقیم فقر مالیه. والدین به واسطه عدم استطاعت مالی بچه ها را به جای تحصیل مجبور به کار کردن در محیطهای نامناسب می کنند، این محیطها می تونه شامل سوله ها و مزارع و گاوداریها و کشتارگاه ها باشه، کار کردن بچه ها در محیطهای خشن کارگری در کنار افراد بزرگسال بالطبع اثرات نامطبوعی در رفتارشون می ذاره، البته این تضادهای رفتاری بیشتر در محلات نوپا و شلوغ اطراف تهران که بیشتر شامل قشر مهاجر(که خودشون به خاطر تغییر شدید و ناگهانی بافت فرهنگی دچار تضاد رفتاری شدند) هستند پیش می اید نه در محیطهای روستائی که اکثر افراد با هم اشنا هستند. کار کردن بچه ها در محیطهای کارگری نامطمئن و دور از نظر پدر و مادرها موجب سواستفاده های جسمی و جنسی از اونها در مدت کار کردن می شه و بچه ها از ترس تنبیه والدین و احساس گناهکار بودن سعی در مخفی کردن موضوع دارند.

در بزرگسالی هر کدوم از این بچه ها به خاطر تخلیه عقده های دوران بچگی می تونند تبدیل به علی باغی یا محمد بیجه و خفاش شب و یا لیلاها بشند که به خاطر اعمالشون خیلی راحت مورد خشم و غضب و قضاوت ما قرار می گیرند غافل از اینکه تمام رفتار و اعمال این افراد معلول سواستفاده و رفتار نامناسبی بوده که در بچگی بهشون اعمال شده، چون احتمالا شما هم این اصل رو قبول دارید که انسانها ذاتا جانی و ادمکش نیستند و رفتار انسانها در طی سنین کودکی و محیط رشد شکل می گیره. پس توی قضاوت در مورد این چنین ادمهایی یه خورده با تامل تر و عادلانه تر قضاوت کنیم و قبل از قضاوت در مورد ادمها به محیط رشدشون توجه کنیم.  

 

** آقا دکترای روانشناسی داره خانم دکترای ریست شناسی. موقع بحث دوستانه پیش جمعی از دوستان یه هو اقاهه با خشم و داد رو به خانم می کنه و می گه تو که شعور نداری برای چی اظهار نظر می کنی؟! خانم فقط نگاه می کنه و هیچی نمی گه و بقیه با یه سکوت معنی دار فقط نگاه می کنند.این طور که معلومه فقر فرهنگی همیشه به خاطر فقر مالی و یا تحصیلی نیست...

 

*** ادمهای خود خور که دائم خودشون رو به خاطر اعمال دیگران سرزنش می کنند 1. یا خیلی مهربونند! 2. یا از خودشون توقع بیش از اندازه دارند به عبارت دیگه به کمال گرائی گرایش دارند. امیدوارم شما جزو این دو تا دسته نباشید...

 

**** یه زمانی برای خاتمی هورا می کشیدیم و الان هو! چه قدر فاصله زمانی این دو تا کوتاه بود. حداقل اگه توی این 8 سال هیچی یاد نگرفتیم بفهمیم که باید تحملمون رو بالا ببریم و مخالفمون رو به باد ناسزا و اراجیف نگیریم چون اینطوری اول از همه خودمون رو تحقیر می کنیم... اگرچه خاتمی به خیلی از وعده هاش عمل نکرد ولی همین که یک سری جلوش می ایستند و تو روش مخالفتشون رو (حتی با فحش و ناسزا) نشون می دهند از دستاوردهای مهم خاتمیه. یه نگاه به دولت سردار سازندگی! و خفقانی که در اون زمان بود به خوبی می تونه این تفاوت رو نشون بده. نمی گم رئیس جمهور خوبی بود ولی شاید ما انتظار زیادی ازش داشتیم، از یه حکومت دیکتاتوری که افراد پشت پرده گردانندگان اصلی هستند و افراد اجرائی فقط ملعبه دست اونها چه انتظاری می شه داشت؟

Liela & me arranged a date to go to mountain but unfortunately she called me that she can't to come. I wanted to go alone but my mother said we will come with you. As usual we went to Darake, The weather was so cold, it snowed for a long time. We ate ripe sugar beat, It was so delicious (I suggest that you test it) My parents liked this place & said that we will come with you all of the week! It was so enjoyable for them. Another subject is stocks. I really enjoy of learning about this subject. But I have some problems to learn it. For example I don't know what is the difference between RSI & ADX. Both of them show if the stocks are addition or not. They are the number between Zero and one hundred but sometimes one of them is near to one hundred and another is so down. it make me confuse. I think I need to study more about it. But somebody said to me it is not positive way to know about the stocks but I think if you have some experience about this science it is useful for you.  IF you think my grammar is so terrible you can help me to improve it. Please accept my pleasure for reading my notebook 

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ آذر ۱۳۸۳
تگ ها :