فصلی نو و اسمی نو.

*  از رنج فرار نکن ، سعی نکن از ان بگریزی بلکه با روحیه ای درست آن را بپذیر. رنج در واقع تجربه ای است که زندگی تو را غنی و روحت را تقویت می کند. رنج آئینه قلبت را صیقل می دهد و تو هنگامی که در آن بنگری چهره زیبای خداوند را مشاهده خواهی کرد. آن گاه خواهی دانست که در همه این حوادث، لطف و رحمت نهفته است. همه چیز خیر است، چه امروز و چه هزار سال بعد. از خداوند تقاضا نکن که رنجهایت را برطرف کند بلکه از درخواست کن تو را فرزند حقیقی خویش سازد. (برای آن به سوی تو می ایم: جی پی وسوانی)

 

** در اندوه غرق نشو بلكه نظاره گر آن باش و از آن لذت ببر، زيرا اندوه زيبائي هاي خاص خود را دارد. اندوه عمق دارد در حالي كه شادي سطحي است. به درون اين عمق گام بردار و نظاره گر آن باش. شادي، شلوغ و پر سر و صداست ولي غم داراي سكوتي خاص است. شادي يك قطب است و اندوه قطب ديگر. زندگي متشكل از هر دو يعني غم و شادي چند بعدي است. (عشق، رقص زندگي: اوشو)

 

*** از خوندن صحبتهاي صميمانه و رك اوشو عارف معاصر هندي خيلي لذت مي برم. اگه تونستيد كتاب هاي اون رو پيدا كنيد و بخونيد. بعضي وقتها حتي فقط شنيدن صحبتهاي انسانهاي بزرگي عين اين عرفا خيلي لذت بخشه.  انسانهايي كه در چشمها و كلماتي كه بر زبانشون جاري مي شه آرامشي وجود داره كه انسان رو به تحسين وادار مي كنه.

 

**** بعضی از ادمها قابلیت اینو دارن که طبق گفته گوته "وقتی با انسانی طوری رفتار می کنیم که گوئی هم اکنون به آنچه بالقوه می توانست باشد رسیده است او را آنگونه که باید باشد اعتلا بخشیده ایم." طوری با دیگران رفتار کنند که فرد مقابل رو به به چیزی فرای چیزی که هست ارتقا می دهند.

فکر کنم این جور آدمها معمولا سختی های روزگار رو بیشتر از بقیه چشیدند و به خاطر همین لمس درد و رنج می تونند نسبت به انسانهای دور و برشون با عشق رفتار کنند و اینطور نسبت به بقیه محبت داشته باشند و فقط خوبی های شخص رو ببینند، عشقی که از صافی درد و زخم های روزگار گذشته و حالا  با تلالو و درخشی خاص اطرافشون رو روشن می کنه.

منم جدیدا با چند تا از این افراد اشنا شدم و چه لذتی داره صحبت کردن، راه رفتن، خندیدن و حتی با این افراد سکوت کردن...

 

***** بهار داره می یاد و دوباره من رو مست و شیفته کرده، با جوونه زدن شاخه درختها و گلها ، با رویش مجدد زمین آزی هم حس دوباره زنده شدن پیدا می کنه و مست عطر خوش بهاری می شه.

 

اما بهار خانم اين بار به چشمم قشنگتر مي ياي. تلالو رنگهاي ناپيدات از همين حالا داره دلم رو به لرزه در مي ياره و شوق اومدنت خواب رو از چشمام گرفته و عطر هواي بهاريت مشامم رو پر كرده.

راستي ديروز از گلدونم از بين اون همه شبدر توي گلدون براي اولين بار يه شبدر خوشگل 4 برگ پيدا كردم. درست كنار سه برگ يه اندازه يه برگ كوچولوي خوشگل سبز شده بود. اينو يه هديه از طرف تو حساب كردم يه عيدي زودرس.

پس خوش اومدي بهاركم. در پايان يك سال كاملا متفاوت براي آزي حتما بهار متفاوتتر و زيباتري هم در پيشه.

 

****** اينم يه اسم جديد. دو سال و نيم پيش با وضعيت روحي اون زمان اسم بازمانده رو براي وبلاگم انتخاب كردم و حالا در آستانه يه سال جديد و در وضعيت روحي کاملا متفاوت اين اسم رو. تا در اينده چه پيش ايد!

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۳
تگ ها :