با کمی تاخير مبارک!

* شاید فکر کنید یه خورده برای تبریک عیدی گفتن دیر باشه! ولی نه اینطوری فکر نکنید چون یک ضرب المثل شیرین هست که می فرماید: ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است. پس عید همگی مبارک باشه و براتون هر چیز قشنگی که توی این دنیاست رو آرزومندم و امیدوارم هر سال نو زندگیتون بهتر و شادتر از سالهای قبل باشه.

 

** آزی پولو: احتمالا اگه هفته اول به شمال کشور رفته باشید عین ما قندیل بستید. هوا فوق العاده سرد بود ولی با این حال کنار خیابونها و توی پارکها پر از چادر و آدم بود. البته خیلی هاشون حق داشتند چون اجاره های ویلا به طور سرسام آوری بالا رفته بود و بعضی جاها تا شبی 200 هزار تومان هم میرسید. این افزایش فقط شامل ویلا نمی شد و هر چیز مصرفی مثل میوه و وسایل شوینده و مواد غذائی و ... قیمتش چند برابر شده بود به طوریکه خود محلی ها هم از این افزایش قیمتها شاکی بودند.

فکر کنم قیمت ماهی سفید به خاطر صیدهای غیرمجاز ار همه منصفانه تر بود که  کیلوئی 5000 تومان بود.(این که می گم منصفانه چون توی زمستون که صید نیست تا حدود 14 هزار تومان هم می رسه) نزدیک محلی که ما بودیم ماهیگیرهای محلی شبها تورهاشون رو توی اون سرمای آب می ذاشتند و صبح جمع می کردند، موقع فروش هم سر و کله کمیته محل پیدا می شد و دستخوشش رو از صید ماهی ها می گرفت (از 70 تا ماهی 40 تاش !) و می رفت.

حالا این به کنار این همه خیل عظیم آشغال تولید کن و دریغ از یه دونه سوپور توی این چند روزی که ما اونجا بودیم. کنار خیابونها پر از کیسه های زباله بود ولی توی این مدت حتی یکبار من ندیدم از شهرداری برای جمع کردن آشغالها بیان.

برگشتنه هم که از جاده چالوس برگشتیم برف سنگینی شروع به بارش کرد که وقتی روی درختهای تازه شکوفه زده می نشست ترکیب قشنگی از رنگها رو به وجود می آورد. البته این برف قشنگ باعث شد توی راه بمونیم و مجبور به برگشت بشیم و از جاده هراز برگردیم ولی دیدنش به همه اون ماشین لیز خوردن (با وجود داشتن یخ شکن) می ارزید، تازه خوبی این قضیه اینجاست که جاده هراز رو هم دیدیم. (به این دختر می گن آزی خوش بین)

 

*** یه چیز جالب برام پیش اومده ،از بس کتابهای روانشناسی خوندم دیگه خیلی روی حرفام و رفتارم دقیق و حساس شدم. هر چیزی که می گم یا فکر می کنم سریع شروع می کنم به تحلیل کردن. یه جورائی تازه دارم می فهمم چرا مردم می گن روانشناسها کم دارند! دقیقا به خاطر اینکه خیلی خیلی روی رفتار خودشون و دیگران حساس و خیلی نکته بین و ریز بین می شوند.

حالا خوبه که من در کنار کتابهایی که فقط به ساختار شخصیت می پردازه و جنبه های مریض و ضعیف شخصیتی افراد رو مورد بررسی قرار می ده ، کتابهایی که به جنبه های معنوی انسان هم می پردازه رو مطالعه می کنم. کتابهای روانشناسی چون به جنبه های بلوغ و تکامل نیافته انسانها می پردازه بعضی وقتها خیلی ناامید کننده و افسرده کننده می شه ولی خوندن کتابهایی از دست دوم به قدری به جنبه الوهیتی و معنوی انسانها می پردازه که شور و شعف فوق العاده ای به انسان دست می ده و جالب اینجاست که هر چه قدر این جنبه ها رو پرورش بدی و هر چه قدر مقام انسان بودنت رو بالاتر ببری برخلاف تصور اولیه ای که داری کمتر دچار خودخواهی می شی و راحتتر می تونی دیگران رو درک کنی و شفقت و محبتی نسبت به دیگران حس می کنی که شاید تا حالا فقط به زبان می آوردی.

خلاصه اش برای من که تا حالا جالب بوده! ایشالله اینا که تموم شد می رم سراغ عرفای اسلامی. برام جالبه که این بار اسلام رو از منظر عرفا نگاه کنم نه از سخنان یک سری افراد متعصب، چون فکر کنم هر دینی وقتی با عرفان مخلوط بشه چیز شیرینی از آب در می یاد. (آخرش هم کار من به حوزه علمیه قم می افته، خدا به خیر کنه)

 

**** انسان الوهيتی است در بيرون تقسيم شده و در درون يگانه. (پيامبر و ديوانه: جبران خليل جبران)

 

*****گويند اگر کسی خود را فهميد همه مردم را می فهمد. اما من به شما می گويم انگاه که کسی مردم را دوست می دارد چيزی درباره خويشتن خويش می اموزد.

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ فروردین ۱۳۸٤
تگ ها :