الهی تویی دادرسان ناامیدم مکن

بعضی مواقع که به بلاگهای ديگه سر می زنی از خودت و نوشتنت خجالت می کشی بعضی ها انقدر روان و خوب می نويسند که انگار نويسنده به دنيا اومدند. مطمئنا اگه ژول ورن و بالزاک و ميچل و برونته و .... ديگه اينجا بودند و اينها رو می ديدند شايد ديگه نمی نوشتند
چيزی که برام عجيب و دردناکه اينه که چرا خدا دو زار از اين استعداد ها رو به ما نداد . ای خدا مذهبتو شکر .
انقدرآدم بدشانسی باشی که تو ايران به دنيا اومده باشي در ضمن پول و پله درست و حسابی هم نداشته باشی که حداقل بتونی تو اینجا کیف کنی از همه بدتر یک پدر و مادر جون جونی ( خدا حفظشون کنه ) ) داشته باشی که مثل شیر بالاسرت باشن که یک وقت خطا مطا نکنی که آبروی چندین ساله خانواده رو ببری ( کجا ببری؟) با این اوضاع و احوال وقتی می ای تو این وبلاگ خراب شده که دو کلوم بنویسی تا سبکتر بشی می بینی ای دل غافل اصلا تو اینکاره نیستی تازه بعدشم که می ری وبلاگ گردی و مال بچه های دیگه رو می بینی که چقدر خوب نوشتند جزت در میاد و آه و نفرینت بالا می ره که الهی کیبوردت دیگه ننویسه الهی موقع نوشتن خوابت بگیره الهی case ات بره زیر هواپیما الهی .....

  

نویسنده : زادبانو ; ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸۱
تگ ها :