عقايد متفاوت...

  1. می دونی چرا نسل ما (40 سال به بالا) ترجیح می دهند احمدی نژاد بیاد سر کار؟ برای اینکه من یه پسر 18 ساله دارم که وقتی با دوستاش بعد از ظهر ها می ره بیرون به قدری نگران می شم که  اگه ببینم زیاد طول می کشه می رم بیرون برش می گردونم اونم فقط و فقط به خاطر جو خراب و محیط فاسد اطراف خونمون، ترجیح می دم یکی عین این ادم بیاد که حداقل این ... اطراف خونمون که که حتی به پسر 18 ساله هم رحم نمی کنند و براشون شیلنگ تخته می اندازن رو جمع کنند. ( یک اقای 50 ساله لیسانس حسابداری)
  2. می دونی این ادمیه که می تونه دست خیلی از ادمهایی که خون مردم رو توی شیشه کردند رو قطع کنه، این ادم زندگی ساده ای داره و به تمام حرفهایی که زده عمل می کنه، وضعیت اقتصادی مردم خیلی بهتر از قبل می شه. (یک دختر 22 ساله، دانشجوی رشته مدیریت)
  3. خیلی عالی شد که این شخص انتخاب شد، بذار بریزن توی خیابونها این دخترایی رو باعث فساد جوونهای مردم هستند رو جمع کنند. (یک خانم 30 ساله، فوق لیسانس روانشناسی)
  4. تا کی امثال رفسنجانی باید به ما حکومت کنند، بذار یک ادم ساده عین رجائی بیاد که ماها رو درک کنه. (یک اقای 40 ساله، سیکل)
  5. این ادمیه که وضع زندگیش نشون می ده اهل بخور و بریز و پاش نیست پس بذار بهش یه فرصت بدیم تا حرفاش رو ثابت کنه. (یک خانم خانه دار)

 

سعی کردم به جای قضاوت فقط گوش کنم، شماها هم امتحان کنید. بحث سر قضاوت درستتر و یا هوش سیاسی بهتر من و شما نیست. بحث سر عقاید مختلف و عینکهای متفاوتیه که هر کدوم از پشت اون به دنیا نگاه می کنیم. پس بیایم این بار به جای احمق خوندن دیگران عينکهای خودمون رو برداريم و کمی از پشت شیشه های عینک اونها به دنیا نگاه کنیم.

 

هرچند عقیده من برعکس این ادمها عین خوابگرده. به نظر من هم این بار پیروزی جهل بر ظلمه...

 

** پی نوشت: به جان خودم متن بالا رو اول نوشتم بعد این کتاب رو خوندم، کلی هم ذوق کردم که بچه های هارواردی هم یه تیکه هوشی عین ما دارند که بعد از یک پروژه طولانی دانشگاهی به همین نتیجه ای رسیدند که ما رسیدیم! اما بی شوخی شاید یکی از دلایل موفقیت جامعه امریکایی الان، این باشه که در مورد هم به قضاوت نمی نشینند و همدیگه رو به خاطر ارا و عقاید مختلف محاکمه نمی کنند. حتی براشون این مساله به قدری جديه که به صورت یک پروژه دانشگاهی ارائه می شه!!

 

روانشناسی توافق (پروژه تحقیقاتی دانشگاه هاروارد):نویسنده: راجر فیشر- ویلیام اوری ترجمه: مهدی قراچه داغی:

خود را جای دیگران گذاشتن و از دریچه چشم آنها نگاه کردن، که البته کار به غایت دشواری است، یکی از مهمترین مهارتهای مورد نیاز هر مذاکره کننده است. گفتن اینکه آنها دیدگاه متفاوتی دارند کافی نیست. اگر می خواهید بر آنها نفوذ کنید باید دقیقا از نقطه نظرهایشان مطلع شوید. باید بتوانید باور و احساسشان را درک کنید. لازم نیست آنها را چون موجودات ذره بینی زیر میکروسکوپ بگذارید باید موجود ذره بینی بودن را احساس کنید. بدین منظور باید لحظه ای از قضاوت دست بکشید و خود را در موضع آنها قرار دهید تا نقطه نظرهایشان را درک کنید.

چه بسا با همان اطمینانی که شما از درستی باورهای خود حرف می زنید آنها هم به حقانیت نقطه نظرهاشان مومن باشند. درک نقطه نظرهای اشخاص به معنای قبول حرف آنها نیست اما ممکن است با درک بهتر طرز فکر آنها به تجدید نظر در ارا و عقاید خود راغب شوید. اما این تاوان درک نقطه نظرهای آنها نیست. فایده ان است که به شما امکان می دهد تا از شعاع دایره اختلاف بکاهید، کمکتان می کند تا بینش تازه ای درباره خواسته های خود بیابید.

  

*** ديروز کسی رو ديدم که می گفت برای اينکه احمدی نژاد رئيس جمهور بشه ۱۰ هزار رکعت نماز نذر کرده و يک اقا پسر که ۵ روز روزه نذر کرده!!

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ٤:۱٦ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ تیر ۱۳۸٤
تگ ها :