پنا

* یه نفر خیلی نزدیک به ما توی همین شهر خراب توی یه زندان خراب شده داره جون می ده، هیچ یاری دهنده ای نیست؟

 

** فن گله کردن از کتاب باور درمانی نوشته استاد خواجه نوری

 

مهمترین نکته این است که هدف ما از بازگو کردن رنجش، باید به روشن شدن مساله و رفع رنجش و ایجاد رابطه خوب انسانی بیانجامد نه انتقاد و انتقامجوئی و تلافی. بنابراین چنانچه احساس کنیم با بازگو کردن رنجش به چنین نتایجی نخواهیم رسید و رابطه خراب تر می شود باید انرا به بعد موکول کرده و در این مدت "دید" خود را به مساله و به شخص تغییر دهیم. این کار با به خاطر اوردن محسنات طرف و یاداوری مواردی که وی کارهایی کرده که حاکی از درک درست شما بوده امکان پذیر است. با مرور این گونه خاطرات به تدریج احساس شما متناسب با فکرتان می شود و برای گله کردن آماده می شوید.

برای گله کردن باید متوجه باشید که شروع صحبت با طرح مطلب رنجش زا نباشد. چون در این صورت "مقاومت" طرف را برانگیخته و او به دفاع از خود و مخالفت با شما می پردازد. به عکس باید صادقانه و با کمال صمیمیت محاسن طرف و موارد مثبتی را که حاکی از درک درست شما بوده مطرح نمائید. سپس موارد رنجش زا را مطرح کنید و البته با ذکر این مطلب که شاید حق نداشته باشید و انوقت با حلم و بردباری به طرف فرصت و اجازه دهید تا توضیحاتش را بازگو نماید. توضیحاتی که با این روش (یعنی بدون خشم و عناد و میل انتقامجوئی) ابراز می گردد به شناخت بیشتر یکدیگر و بررسی مساله انجامیده و باعث رفع کدورت و رنجش می گردد.

 

نکات مهم و ضروری در فن گلایه کردن:

                

*       در بیان هر رنجش، فقط یک مورد را بگو، نه موارد متعدد از سالهای قبل

*       گله راجع به رفتار و گفتاری از طرف باشد که قابل تغییر است نه شخصیت او

*       مستمع خوبی باش و با حلم و بردباری به توضیحاتش توجه کن

*       گله را به خودش بگو نه به غیر چون همیشه موجب سوتفاهم می شود.

*       در حضور غیر مگو

*       او را با غیر مقایسه نکن مگر تمجید باشد.

*       وقتی متوجه موضوع شد دیگر تکرار نکن و اعتراف نگیر

*       لحن و ژستت منافی کلامت نباشد.

*       از تمسخر و تخطئه او بپرهیز ولو به شوخی

*       بهتر است کلماتت را قبلا اماده کرده و تمرین نموده باشی

*       از کلمات "هرگز" و "همیشه" بپرهیز

*       در اول و آخر صحبتت بگو که ممکن است اشتباه کرده باشی

*       دائما در چشمش نگاه کن و صحبت کن تا به این وسیله ارتباط برقرار شود.

*       قصدت از طرح گله و رنجش حتما این باشد که رابطه بهتر شود والا نقض غرض است

*       یاداوری این نکته به خود که آدمها دو رو دارند (روی خوب و بد) و تو باید روی خوب او را رو آوری (تذکر این نکته به خود که "اگر به انسانها آن چیزی را که می خواهند بدهی، آن چیزی را که می خواهی به تو خواهند داد.)

*       متوجه بودن به این نکته که اگر خیلی زیادی از ادمها می رنجی علتش اسیب پذیریها و توقعات عصبی خود تو است که باید در رفع آنها بکوشی. (پر در مقام تجربه دوستان مباش    صائب غریب و بی کس و بی یار می شوی)

 

اووووووووووووووه، دکتر جان کی می ره این همه راهو، من اگه بخوام همه این موارد رو رعایت کنم که اخرش اصلا یادم می ره از چی می خواستم گله کنم!!

 

اما 5 پند گروه طرفداران پنا:

 

*       طرفدار پرورش نیروی انسانی پنا آدمی است مهربان، مورد اعتماد، دوستدار و دوست داشتنی و من عضو پنا هستم.

*       مصمم به هر کس که مخاطب من است لطفی کنم و مهری برسانم ولو با کلام و نگاه باشد. چون با همین کار کوچک و سهل روحیه ام خود به خود مصفاتر و قوی تر می شود.

*       من قلبا ایمان دارم به اینکه فکر می تواند همه چیز را بهتر کند و احساسات را تغییر دهد و می دانم شناختن روحیه خود و دیگران مهمترین کلید محبوبیت، موفقیت و خوشی است.

*       چون هدف و فعالیت من در جهت سالم سازی محیط و خوشبخت تر ساختن و بلوغ بیشتر خود و خلق است هر چه بیشتر تعداد طرفداران پرورش نیروی انسانی را زیادتر می کنم تا به طور موثرتری به خوشی خود و دیگران کمک کرده باشم.

*       هیچ لذتی زحمتش کمتر و فایده اش بیشتر از شناختن روحیه خود و انسانها نیست و من در درک این لذت مفید هر روز کوشاتر می شوم.

 

با توجه به اینکه اقای نوری اولین نویسنده ایرانی بود (البته منظورم در کتابهاییه که تا حالا خوندم) که نظریه خاص خودش رو داشت و گروهی به نام پنا تشکیل داده بود، مشتاق شدم که ببینم می تونم چیز بیشتری از این گروهها به دست بیارم.

وقتی در اینترنت راجع به این موضوع سرچ کردم، وبلاگ کسی رو پیدا کردم که توی یکی از گروههای پنا عضو بود و یکبار در مورد تشکیل این گروهها نوشته بود، منم با توجه به روش و منش و نوشته اقای خواجه نوری نویسنده کتاب فکر می کردم اعضای این گروه راحت اطلاعات رو در اختیارم می ذارن ولی بعدا فهمیدم که اشتباه فکر کردم! به هر حال دوست دارم بیشتر راجع به این گروه ها بدونم، شما کسی رو که پنائی باشه نمی شناسید؟

 

*** شمال جان باش که اومديم. دلم برات به اندازه تمام روزايی که نديدمت تنگ شده.  بچه ها شماها شلوغ پلوغ نکنيد و بچه های خوبی باشيد تا برگردم.

 

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۳:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٤
تگ ها :