هيپنوتيزم و کابوک

* حدودای دو سه ماه پیش وقتی داخل پیاده روهای انقلاب دنبال کتاب دائی جان ناپلئون (البته نسخه قدیمی و بدون سانسورش) بودم کنار یکی از دستفروشها اقائی رو دیدم که دنبال کتاب روانشناسی هیپنوتیزم می گشت و می گفت هر قیمتی داشته باشه حتی اگه 30 تومان هم حاضره بده، منم که یه خورده (!) کنجکاو سر صحبت رو با اقاهه باز کردم که ببینم این چه کتاب ارزشمندیه که تا این قیمت حاضره بده! اسم کتاب رو هم نوشتم که بگیرم. ولی وقتی سراغ کتاب رو از یکی از کتابفروشی هایی که برام کتابهای نایاب گیر می یاره گرفتم هر جلد رو به قیمت 25 تومان به هم پیشنهاد داد که پشیمون شدم مخصوصا وقتی یک پیرمرد زنده دل باحال که کنارم مشغول دیدن کتابهای قدیمی بود گفت "با این قیمت ارزش نداره بگیری" منصرف شدم. تا اینکه دوباره سر کلاسی استادی از کارهای عجیب یه فرد هیپنوتیزم کننده برامون تعریف می کرد که وسوسه دونستن رو به جونم انداخت. اما این بار یک کتاب فروش منصفتر دو کتاب از این نویسنده رو که اصل و بدون سانسور بود برام به قیمت 25 تومان پیدا کرد. منم ذوق زده رفتم تا یک هیپنوتیزم کننده بشم!

اما طاوس شعبانی که به کابوک معروفه، بنیان گذار هیپنوتیزم در ایران هست و طرفداران و سینه چاکان پر و پاقرصی برای خودش توی این شهر و دیار داره. کابوک متولد 1312 در قزوین بود و در بهمن 1371 درگذشت. در 14 سالگی با هینوتیزم اشنا می شه و بعد از 26 سال در 40 سالگی اولین کتابش رو در این مورد به نام "روانشناسی هیپنوتیزم" به رشته تحریر در می یاره که نوشتن این کتاب 4 سال طول می کشه. در سالهای 50 تا 60 شروع به معرفی هیپنوتیزم در ایران با اجرای هیپنوتیزم نمایشی می کنه و کلاسهای اموزش هیپنوتیزم رو دائر می کنه. بدین ترتیب تقریبا شهرتی در ایران برای خودش به دست می یاره چون در ان دوره تقریبا تب هیپنوتیزم، ایران به خصوص تهران رو در برگرفته بود. در کتاب خودهیپنوتیزم اشاره ای کوتاه به این داره که برای ریاست جمهوری دوره بعد از انقلاب کاندید می شه! ولی به جرم سواستفاده از هیپنوتیزم به زندان اوین می افته که ازاد می شه و فکر می کنم بعد از ازادی دیگه از صرافت سیاست می افته و به خلوت فرو می ره. دو کتاب روانشناسی هیپنوتیزم و خودهیپنوتیزم از معروفترین کتابهاش هست. با این دو کتاب تا حدودی می تونید با مقدمات اولیه هیپنوتیزم اشنا بشید اما اگه خیال کردید با همین دو تا کتاب می تونید هیپنوتیزم کنید زکی خیال باطل. کابوک عزیز در کتاب روانشناسی هیپنوتیزم در اخر فصل فن هیپنوتیزم این چنین می فرمایند:

" من از ابتدا تصمیم داشتم در مبحث هیپنوتیزم معالجی، طرز یادگیری هیپنوتیزم مقابله با دفاعها و اسرارا اصلی و مهم انرا به زبانی ساده بیان کنم. به نحویکه هر خواننده ای به سهولت بتواند هیپنوتیزم نماید ولی با عده زیادی از دوستان، روانشناسان و دانشمندان مشورت کردم و همه انها به دلایلی با تعلیم هینوتیزم از طریق کتاب مخالفت کردند. من هم به همان دلایل فن هیپنوتیزم کردن را به طور دقیق و موشکافانه تشریح نکردم. (صفحه 634 از کتاب روان شناسی هیپنوتیزم)"

آقا ما رو می گی بعد از خوندن این قسمت حالم حسابی گرفته شد البته دلم بیشتر برای 25 تومان بیشتر سوخت! هر چند فکر می کنم مهمترین بخش ها رو بیان کرده ولی مثل همون کوزه گری است که به شاگردش فوت اخر کوزه گری رو یاد نداده.

 به غیر از اون فوت واقعا هیپنوتیزم چیز خاص و خارق العاده و دور از ذهنی نیست. شرط مهم توی این کار تمرکز فکر و تلقین پذیری است و مراحل اجرای خود هیپنوتیزم تا حدودی شبیه مراقبه هندی ها و به خلسه رفتن دراویش و صوفی های خودمونه و حتی در مراحل اولیه هیپنوتیزم، فرد در هوشیاری است و می تونه اطرافش رو دقیقا درک کنه و فقط در مراحل عمیق تر هیپنوتیزم هست که چیزی به یاد نمی یاره.

یکی از استفاده های خوبی هم که این علم برای روانشناسی داره اینه که فردی که مشکل خاصی در زمان حال داره و کارهایی رو بدون اختیار انجام می ده با کمک هیپنوتیزم این شخص رو می شه به سالهای دور برد و ضمن یاداوری خاطرات گذشته به ریشه کار امروزیش پی برد و راحتتر اونو معالجه کرد به عنوان مثال "دکتری هر وقت دو خط موازی می دیده حالش کاملا دگرگون می شده و دچار ضعف می شده. بعد از تجسسهای زیاد و روانکاوی هیپنوتیزم معلوم می شه که در حدود 20 سال پیش روزی اسکی رفته و موقع بازی کردن برادر کوچک سه ساله خود را کول می کند و از بالای کوه سرازیر می شود و به سرعت پائین می اید و وسط راه پایش می لغزد و زمین می خورد بچه از کولش پرت می شود و سرش به نوک کفش اسکی می خورد و جان می سپارد. در واقع جسد بچه را از میان دو شیار موازی مسیر اسکی بر می دارند. (صفحه 393 از کتاب روان شناسی هیپنوتیزم)"

 این کمی از تداعی آزاد فروید بهتره، چون در تداعی آزاد از مراجعه کننده خواسته می شه روی تخت دراز بکشه و درمانگر پشت به مراجعه کننده می نشینه و بعد از مراجعه کننده می خواد هر چی به ذهنش می رسه رو به زبون بیاره، منتها توی این روش هم رسیدن به خاطره اصلی ممکنه طول بکشه هم مراجعه کننده شاید در به زبان اوردن بعضی خاطرات شک داشته باشه و مقاومت کنه اما با روش هیپنوتیزم این سدهای دفاعی مغز خیلی راحت شکسته می شه و زودتر به اصل ماجرا می شه رسید.

 حالا اگه شما  از چیزی ناراحت هستید و علت واقعیش رو نمی دونید می تونید یک صفحه کاغذ جلوتون بذارید و بدون فکر کردن به جملاتی که می نویسید هر چی به ذهنتون می یاد رو روی کاغذ بیارید. برای من که این روش جواب داده، شما هم امتحان کنید.

 ** بدجوری وسوسه رفتن به این کلاسها و یادگرفتن این علم به جونم افتاده ولی چون فکر می کنم به هر جائی نمی شه اطمینان کرد و حتی جائی خوندم که ریاست موسسه کابوک بعد از مرگش به دست خواهرزاده اش افتاده و این فرد با استفاده از شهرت دائیش از افراد مراجعه کننده سواستفاده کرده پشیمون شدم مگر اینکه جای مطمئن و مناسبی پیدا بشه. شماها جائی سراغ ندارید؟

*** یکی از دوستام یه کتاب یوگای عملی به هم هدیه داده که توی چند روز گذشته سعی کردم تمریناتش رو انجام دادم ولی بعد از حرکات کششی تمام بدنم درد می گیره، تازه فهمیدم عجب بدن خشکی دارم، بازم قبلا که حداقل چند ماه یه دفعه کوه می رفتیم ولی الان چند وقتیه که ترک کوه کردیم. فکر کنم دوباره باید شروع کنم وگرنه وزنم روند صعودی خوشگلی پیدا کرده که قطع بشو هم نیست

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸٥
تگ ها :