تعبير خواب

* خیابان ولیعصر از فاطمی تا راه آهن (از فاطمی بالاتر رو نمی دونم) کنار جوب اب قسمت پیاده رو رو به هم زدند و دارن بنائی می کنند، یه تیکه راه چهاراه طالقانی تا چهارراه ولیعصر که درست شده خیلی خوشگل شده. یک جوب اب تر و تمیز با نیمکت ها و چراغ ها و سطل اشغالهای سِت  که ادم هوس می کنه روشون بشینه و تکه سنگهای با سلیقه و خوشگلی که وسط راه گذاشته شده، هر کی طرحشو داده مخش کار می کرده. من که خوشم اومد.

 

** به نظرتون اضطراب و استرس بی مورد می تونه برای رنگهای تیره داخل اتاق باشه؟!

 

*** خوب این دفعه خیلی زودتر شد آپ دیت شدنم، اینم به خاطر همه اونائی که می گن ازی دیر به دیر تایپ می کنه:دی

یه مدتیه دو سه تا کتاب از یونگ خوندم و دارم خوابهام رو تعبیر میکنم ولی به قدری استرسم زیاد شده که حد نداره، حالا یا به خاطر مورد بالاست (**) یا اینکه ناخواداگاهم بدجوری داره بالا می یاره روی خوداگاه تر و تمیزم!!

من هر وقت شدیدا درگیری ذهنی دارم هیچ کدوم از خوابهام رو به یاد نمی یارم. رکوردش هم مال چند وقته پیشه که نزدیک 7 ، 8 ماه اصلا خواب نمی دیدم و خوابهام سیاه سیاه بود و به طبعش حالم هم سیاه بود ولی الان با سعی و کوشش از خوابهام از یه کتاب 20 صفحه ای دو سه صفحه اش یادم می مونه، اونم به محض اینکه از خواب بیدار می شم باید بشینم بنویسم.

 یه دفعه که داشتم خواب می دیدم و وسطش از خواب پریدم، می دونستم که دارم خواب میبینم و می دونستم که از خواب پریدم و می دونستم که باید یادم بمونه ولی به محض بیدار شدن هیچی توی ذهنم نبود!

خلاصه این خواب تعبیری هم حکایتی شده، البته تعبیری که یونگ از خواب و اجزای درونیش داره کاملا با این کتابهای تعبیر خواب موجود در بازار کتاب فرق داره، یونگ تمام شخصیتهای داخل خواب رو گوشه هایی از شخصیت خودت می دونه و معتقده (عین فروید) که خواب شاهراهی به سوی ناخوداگاه است و شخصیتهای موجود در خواب تیکه های از شخصیت های پراکنده وجودی خودت هستند و خوابها رو با یک سیر زمانی تعبیر می کنه و اونها رو به هم مربوط می دونه. ولی اگه شما فکر کردید من با یکی دو تا کتاب از یونگ تونستم خوابهام رو تعبیر و به طبعش خودکشفی کنم سخت در اشتباهید چون این کارل گوستاو یونگ عزیز دل آزی به قدری نوشته هاش پیچیده است و به قدری معلومات عمومی وسیعی داره که کتابهاش به درد خودش و هکذا عمه اش می خوره :دی

ولی با این دل چه کنم که انقدر خاطر عقاید و نوشته هاش رو می خواد و توی مکاتب روانشناسی، روان تحلیلی رو یه چیز دیگه می دونه حالا یا به خاطر اینکه ازش چیزی سر در نمی یاره یا به خاطر قیافه کارل! :دی

 

**** این نوشته دکتر در مورد یک دختر خانم تحصیل کرده پزشکی رو که دیدم (پزشک بود و بسیار مومن از اوناییکه نمیخوان بقیه را شستشوی اعتقادی بدهند...از اوناییکه با دیدن یه مریض اونجوری ،احساس خود بقیه را ارشاد کنیش  گل نمیکرد

اصلا راحتت کنم...از اون بچه هایی بود که یه ترم میومد سر کلاس یا بیمارستان اما اساسا دیده نمیشد.نه حرف زیادی داشت واسه زدن نه بر و روی داشت که شاه پسرهای ترم دوره اش کنن نه قرتی بازی ما ها را بلد بود که مخ استادا را بزنیم...به همین سادگی یه دختر معمولی اما دلنشین بود

وسطهای طرح خدمت در مناطق محرومش بود که مقاله اش را یک خانم دکتر ایرانی در اوهایو ایالات متحده پسندید و براش دعوتنامه فرستاد و ویزای عالی بهش دادند

تو این هیر و ویر یه آقا پسر فرنگ رفته ای تشریف آوردند و بنای بر  علاقه و روشنفکری و لزوم آزادی زنان و...گذاشتن.خانواده ساده فرزانه هم گفتند دختر تا به گناه نیفتادی برو خونه بخت!

-آخه بابا من دارم یرم واسه ادامه درسم به آمریکا

- آمریکا به چه دردت میخوره...دختر هر چی هم بشه بایدشوهر کنه

*****************************************************

ازدواج...کم کم پرده ها بالا میرود.داماد شکاک است...نه از اون شکهای گهگاهی پسرها....کاملا پارانویید در حد هذیان...معلوم شد که در دوران تحصیلشون در فرنگ زیر داروهای شدید ضد توهم هم بوده

پرده ها بالاتر میرود: مادر و برادر داماد هم مساله دارند.بدترین تهمتهای ناموسی به فرزانه توسط کل خانواده داماد / تمسخر نماز خوندن او... شراب سر میز شام این دختر مومن آوردن / برداشتن و گم گور کردن تمامی مدارک تحصیلی و کارتهای معرفی پزشکی و پاسپورت وهمه دار و ندار دختر بدبخت، بعد از 9 ماه دختر با سرافکندگی به خانواده اش کمی اطلاعات میدهد به امید حمایت در برابر این دیوصفتان)

بعد از خوندن این متن اول طبع کمال گرائیم گل گرد که اخه دختر خانم تحصیلکرده از شما بعیده، اگه یک دختر خانم غیر تحصیلات عالیه بود می گفتیم به خاطر جهل و جهالت خودش و خانواده اش سریع و بدون اشنائی قبل از ازدواج به عقد یک گل پسر تازه از فرنگ در اومده که هیچ شناختی ازش نداشته و بعدا فهمیده شکاک هست اونم از نوع قوی، حالا خودش هیچی مادر و برادر سالمی هم نداره، پس این دوران نامزدی رو برای عمه خانم من گذاشتند؟!

اما یه خورده بعدتر طبع انسانیم گل کرد و گفتم اره همه ما در هر سن و موقعیت و تحصیلاتی ممکنه اشتباه کنیم اما توی هر زمانی می شه جبران کرد البته اگه قوانین ضد زن کشورمون بذاره! توی اینجا اگه زنی اجازه اشتباه نداری اگه یک بار اشتباه کنی سالیان سال برای جبرانش باید بدوی!

(دادگاه خانواده...شکنجه گاه روح یه زن...مرد نمی آید ...کشتن زمان...فرصت امتحان تخصص ایران میگذرد...مهلت ویزای آمریکا سر آمد...مرد نمی آید...دادگاه بارها و بارها خانم دکتر را فرامیخواند...مرد نمی آید...فرزانه دو سال در این بی دادگاه به صرف نیامدن مرد- که دنبال عشق و حالش بود - بیرحمانه خرد میشود...کسی صدای زنی بی پناه را نشنید...امشب فرشته ای می گرید و قاضی و منشی دادگاه تلویزیون میبینند و مرد باز  به مادرش میگوید: هنوز وقتش نشده بروم دادگاه...بذار بپوسه دختره فاحشه)

 

***** از روی طرز پخت این سایت می خوام ته چین مرغ درست کنم. حالا ببینم چطوری از اب در می یاد! خدا کنه عین ته چینی که شیراز خوردیم بشه هنوز مزه اش زیر دندونمه!

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۳:٥۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ آذر ۱۳۸٥
تگ ها :