انتخاب

* خداییش 

همه ما توی زندگی امون دردهای داریم که عین خوره در انزوا روح را آهسته در انزوا می خورد و میتراشد. اين دردها را نمیشود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که اين  دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پيش آمدهای نادر و عجيب بشمارند و اگر کسی بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاری و عقايد خودشان سعی می کنند آنرا با لبخند شکاک و تمسخر آميز تلقی بکنند. (به نقل از کتاب بوف کور)

 حالا یکی (صادق هدایت) این عقیده را داره :

زیرا بشر هنوز چاره و دوائی برايش پیدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی بتوسط شراب و خواب مصنوعی بوسیله افیون و مواد مخدره است- ولی افسوس که تاثیر این گونه دارو ها موقت است و بجا ی تسکین پس از مدتی بر شدت درد میافزاید.

و یکی دیگه (نیچه)

دردی که نتونه تو رو بکشه باعث قوی تر شدنت می شه.

و این وسط ماییم، ادمهایی که باید تصمیم بگیریم کدوم راه رو انتخاب کنیم. تفاوت انسانها از تعیین راهشون معلوم میشه. تفاوت من و تو فقط و فقط توی راهیه که انتخاب می کنیم.

** به خاطر دعاهای کلاغ های پارک شهر من توی امتحانی که داشتم قبول شدم. اول مهر می ریم مدرسه. جیبام پر از فندوق و پسته. می رم مدرسه می رم مدرسه. موشموشک من می خوره غصه . که نمی تونه بره مدرسه. که نمی تونه بره مدرسه...

غصه نخور موشموشک عزیزم برای درس خوندن برو پارک شهر حتما حتما قبول می شی.

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢۸ شهریور ۱۳۸٦
تگ ها :