این خرخوانهای نازنین!

* درس خوندن دوباره، گذشتن از درب دانشگاه، غذای افتضاح سلف رو خوردن، سر کلاس درس نشستن، استرس های شب امتحان و چایی های ابکی بوفه و همه و همه باعث می شه  که یه حس خوشایند توی دلت زنده بشه و یاد گذشته ها کنی اما اینبار با این تفاوت که رشته ای رو  "اگاهانه" انتخاب کردی که لحظات بودن توی کلاس رو عاشقانه می گذرونی و هر چیز جدیدی را با اشتیاق دنبال می کنی و چشمت به دهن استاده تا به محض پریدن اسم یه کتاب توی انقلاب، آواره پیدا کردنش بشی و چند برابر چیزی که استاد خواسته انجام بدی و ازش بیشتر بخوای و چشم غره دیگران رو تحمل کنی و ...خلاصه بگم دارم بدجوری مثل بچه خرخونهای دوره لیسانسم شدم که همش دستشون می انداختیم و می گفتیم این ادما کار و زندگی ندارند انقدر می خونند و خَر می زنند و چه ادمهای غیرقابل تحملیند.

وای، ولی ای گروه درس نخوان و غیرخرخون، نمی دونید خرخونی درسهایی که دوست داری و یاد گرفتن و انجام دادن تکالیف و درسهایی مضاف برچیزی که استاد می گه چه لذت بخشه و چه تجربه ای رو دارید از دست می دید. سعی کنید شما هم این گروه محترم را "کمی" درک کنید. خودم تازه دارم گروه خرخونها رو درک می کنم و باهاشون همدلی می کنم.

 

** اولین بار که توی سلف بعد از چند وقت که از دوران لیسانسم می گذره نشستم تا غذا بخورم با اشتیاق ظرفم رو گذاشتم روی میز و به دوستام گفتم "وای چه قدر دلم برای غذای دانشگاه تنگ شده بود." یه هو دیدم همه بچه های میز از این اول تا اخر برگشتند دارن چپ چپ و با یه علامت سوال گُنده به من نگاه می کنند. فکر کنم زیادی حس نوستالژیک گرفته بودم و بچه ها هم فکر نمی کردند انسانی روی کره زمین وجود داشته باشه که دلش برای غذای دانشگاه تنگ بشه.

 پ.ن: نوستالژیدر تعریف نوستالژی گفته‌اند که حس غریبی است برای بازگشت به یک وضعیت از دست رفته، یا ‏اعاده‌ی موقعیتی دیرآشنا و کمال مطلوب که دیگر از کف رفته است. به عبارتی، نوستالژی نوعی ‏احساس فراق تؤام با حسرت به گذشته است و زمانی دست می‌دهد که آدمی از چیزی محبوب ‏محروم شده باشد، یا با گذشت زمان قدر چیزی را که در گذشته از آن برخوردار بوده بهتر شناخته ‏باشد و بر محروم شدن از آن غبطه بخورد.  *** میلر و سوری از جمله افرادی هستند که مشاوره و روان درمانی رو با کارهای فمینیستی مخلوط کردند یکی از تحقیق های جالب این افراد کاریست که در مورد نظریه خود رابطه ای انجام دادند.  میلر: احساس خود زنان مبتنی بر توانایی انها جهت ایجاد و حفظ روابط است. وی اعتقاد دارد احساس اثربخشی زنان محصول احساس وصل بودن به دیگران و ارتباط داشتن با انان است.سوری: معتقد است خود زنان محصول روابط است به خودمختاری.  

پس اگر احساس توانمندی پسران و مردان و خود انان محصول موفقیت ها و عملکردهاشون باشه ولی احساس خود زنان به خاطر روابطی است که با دیگران دارند و هر چه قدر که روابط لذت بخش تر و ارام بخش تر باشه خود انان هم تقویت می شه البته این موضوع می تونه استثناهایی هم داشته باشه. 

این موضوع خیلی خوب می تونه بسیاری از تفاوت های زنان و مردان رو بیان کنه و انگیزه و اشتیاق دختران رو برای ایجاد یک رابطه عاطفی و اثر مهمی که یک رابطه می تونه در زندگیشون داشته باشه توجیه کنه. به طوری که با یک شکست عاطفی که شاید از نظر یک پسر خیلی زود بشه فراموشش کرد تا مدتها درگیری فکری دارند و شاید بیشتر دچار افسردگی بشوند.

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٩ بهمن ۱۳۸٦
تگ ها :