بازار بزرگ تهران

* یکی از مکان هایی که توی تهران خیلی دوست دارم بازاره.  بنابراین هر وقت فرصتی پیدا کنم (که تعداش خیلی زیاد هم نیست) کوله ام رو روی دوشم می اندازم و می رم طرف چهارراه گلوبندک. توی بازار هر فروشنده و کالایی که سر راهم باشه برام جذابه مخصوصا این دستفروش های کنار خیابون. بعد دو تا انتخاب داری. می تونی به بازارهای شیک و جدیدالتاسیس کنار خیابان بری یا بپیچی توی کوچه های 1 متری و بری توی دل بازار. اگه از طرف مسجدی که فکر کنم مسجد خمینیه بری اول می رسی به بازار روسری فروش ها که اسمش بازار جعفریه بعد از اون بازار نقره فروش ها و بعد از اون کیف فروش ها. اگه از یه کوچه باریک که بعد از یک برنج فروشیه بری داخل، می رسی به محوطه ای که اسباب بازی فروشیه و از اون طرفش که خارج بشی می رسی به بازار لباس فروشی ها و بعدش هم بدلیجات. کوچه مروی هم که لوازم ارایش داره و تیمچه که لوازم خونه است زیاد برام جذاب نیست و خیلی اون دور و برها نمی گردم.

اما قشنگی بازار اینه که هر بار می ری به خاطر بزرگ بودنش جاهای تازه کشف می کنی و کلی کیفور می شی و همچنین گشتن توی اون کوچه ها و مغازه های کنار هم قدیمی که هنوز شکل  سالهای پیششو حفظ کرده لذت بخشه و در ضمن می تونی کلی هم جنس فوق العاده با قیمتهای مناسب پیدا کنی. هر چند وقتی مثلا توی بازار روسری فروش ها می خوای از بین هزاران روسری و شال یکی انتخاب کنی سرگیجه می گیری ولی من که لذت می برم. البته دم عید و روزهای تعطیل اگه قید بازار رو بزنی بهتره چون تنها چیزی که می بینی خیل ادم هایی که بین تو و مغازه ها حائل هستند و فقط می تونی همون طوری که با جمعیت داخل رفتی با جمعیت هم بیای بیرون.

** چه خوب که بالاترین برگشت. دلم تنگ شده بود.

*** حیف جوونهایی که برای این مملکت رفتند جونشون رو دادند و حالا دولت حتی از جنازه هاشون هم بهره برداری سیاسی می کنه. امیدوارم دانشجوها رو ازاد کنند.

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٧ اسفند ۱۳۸٧
تگ ها :