وطن در بند

* مطمئن ترین راه برای آشکار ساختن ماهیت کسی بدبخت کردن و گرفتار ساختن او نیست بلکهبا دادن قدرت به اوست. (آبراهام لینکن)

*** همیشه از بچگی ترس از دندونپزشکی داشتم. از اینکه یکی دستش رو تا آرنج توی حلقت کنه و نمی دونی چه بلایی داره با مته و چکش و اره برقی و پیچ گوشتی و ... سر دندونا و لثه هات در می یاره. اما دیگه مجبور شدم برم و یکی از این دندون عقل های بی خاصیت رو که نمی دونم برای چی توی دهن من که حتی جا نداره در بیاد گذاشته شده و 10 ساله که توی لثه ام جا خوش کرده رو با زور در بیاریم البته منظورم اقای دکتر و خانم دستیارشه. من که زیر پارچه سبزی که روی صورتم انداخته بودند فقط می لرزیدم که اخرش صدای دکتره دراومد که دختر تو چرا انقدر می ترسی. خلاصه که تجربه بدی بود و تجربه بدترش اینه که سه تا دیگه دارم و این پایینی ها توی نسج سخت بود و اون دو تا بالایی ها که گذاشتم برای اخر توی نسج سخت سخت! اصلا ما نخوایم عقل در بیاریم کیو باید ببینیم!گریه

**** قدیم ها هر وقت دلم می گرفت با برو بچ یه قرار کوهی اورژانسی می ذاشتیم که دلمون باز شه. اما دیگه اکثرا سرشون با بچه و شوهر گرمه که دیگه قرار بی قرار. فقط مهدیه اخرین بازمانده(!) بود که اونم به قول خودش گوش هاش دراز شد و ازی موقتا موند بی یار.

نمی دونم کوه چه حسی داره که وقتی دست می کشم به صخره هاش انقدر انرژی مثبت به من می ده. دلم هوس فتح یه قله رو کرده. چون وقتی اون بالایی زیر پات آدم ها و خونه ها و کلا همه خاطرات خوش و ناخوشت انقدر کوچیک و دورن که خودت رو رها از هر چیزی حس می کنی و سبکی. بیش از هر چیز هم این احساس یکی شدن و خودت رو جزیی از این طبیعت زیبا دونستنه که لذت بخشه و این احساس سبکی و شعف هم تا چند وقتی ساپورتت می کنه.

پس خدایا در این روزها و شب های مقدس کوهی چند روزه به ما عطا فرما!قلب

***** کتاب 504 رو که شامل لغات انگلیسی پرکاربرده و با مثال و تمرین توضیح داده بالاخره دستم گرفتم. یکی از معضلات من در زبان انگلیسی تنبلیم توی حفظ کردن لغاته. اما این بار نارسیس به کمکم اومده و با برنامه ای که براساس برنامه لایتنر نوشته شده و می شه در کامپیوتر نصب کرد و هر روز به سوالات تستیش جواب داد منو در این راه همیاری می کنه. پیشرفتم تا حالا خوب بود اما حالا که رسیدم به نیمه کتاب دچار یه رخوت اساسی شدم. فکر کنم این مشکل هم با همون کوهه حل بشه.

****** کتاب "شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید" نوشته مسعود لعلی توصیه می شه. پر از داستانهای کوتاه ولی بسیار انرژی بخش. امریکا هم فرستادم و اونجا هم خوششون اومده. پس امتحانش کنید.

******* عکس فیس بوکم رو دوست پسر دوستم دیده و می گه "این دختر چه چهره ارومی داره، از چشمهاش ارامش می باره!!" به دوستم گفتم چیزی که نگفتی. گفت "چرا گفتم این یه اتیش پاره ایه که دومی نداره". این رو می گن دوستی خاله خرسه.نیشخند

******** از وبلاگ و نوشته ها و شخصیت وبلاگی مرجان خوشم می یاد. رُک و صریح و شجاع و بامزه و با اعتماد به نفس بالاست این دختر. قلب

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳۸۸
تگ ها : کوه