درباره الی

فیلم درباره الی فوق العاده بود. فیلمی که هشیارانه به رابطه ها درون خانواده ها می پردازه. سپیده و الی، یکی ازواج کرده و دیگری نامزد داره، اولی به ظاهر زندگی اروم و معقولی با همسرش داره و دومی در رابطه ایه که چند ماهیه (!) قصد خاتمه دادنش رو داره.

اخرای فیلم بیشتر از نگرانی برای الی نگران سپیده بودم که عین یه گرگ زخمی خودش رو به در و دیوار می زد و مونده بودم برای کی باید دل سوزوند الی یا سپیده!

زن المانی خیلی راحت با گفتن اینکه یه پایان تلخ بهتر از یک تلخی بی پایان خودش رو از ازدواجی که دوست نداره بیرون می کشه اما زن ایرانی که هیچی حتی مرد ایرانی هم جرات تغییر رو نداره!

سه شنبه فیلم درباره الی رو دیدم و چهارشنبه این نقد عالی رو خوندم. در کنار این فیلم این نقد خیلی به هم چسبید.

"درباره الی چیزی فراتر از دانستن سرنوشت دختریست با این نام.حکایت کهنه و همیشگی زن بودن و دوم بودن.
جنسی که در حصار باید ها و عرفها و سنت ها ی درون جامعه خود گیر افتاده.جنسی که حق انتخاب ندارد و همواره انتخاب شونده است.ناگزیر است همیشه واقعیت را دروغ بگوید.واقعیاتی که در اینجا بازگو کردنش به لکه دارشدن ابرویش منجر می شود.
الی امد تا انتخاب شود همان گونه که پیش تر انتخاب شد و البته ناکام.اما بازنده این فیلم تنها الی نبود.او خواست یک بار دیگر شانس خود را امتحان کند اما گویا خود میدانست از ابتدا بازنده است.نیاز به تلنگری بود و ان شنیدن ازادی اختیار و انتخاب همسر المانی احمد(شهاب حسینی) که یه پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایان است …! تلخی بی پایان الی میتوانست علیرضا(صابر ابر)نامزد او باشد که چند ماهی قصد جدا شدن از او را داشت.اما این اغاز ماجرابود و باید به جرعت گفت این سکه چند رو دارد.سپیده زنی که میخواهد فراتر از این مرزها باشد و نهایت تلاش خود را میکند که نمادی باشد از شکستن این حصارها.اما او نیز ناگزیر است دروغ بگوید نه به همسرش که ویلای شمال 1روز بیشتر در اختیار انها نیست.او ناچار است دروغ بگوید و گرنه از سفر خبری نبود.(در فیلم).سپیده در تلاش است این انگیزه و تلاش را به الی منتقل کند.فیلمی بر امده ازقشر متوسط جامعه.صحنه ای شاخص و بارز از دریا که خبر از اتفاقی در اینده را به مخاطب میدهد. در این صحنه دریا نماد ازادی و بی کرانی نداشت. بیرحمی ان در افول خورشید و غم و تلخی ان بیشتر جلوگر بود.الی قصه ی فرهادی تا زمانی که حاضر است مورد احترام است .مردان درون قصه نیز به تعریف و تمجید از او پرداخته به نوعی هر کسی قیمتی و عیاری برای او میگذارد.و خبر و اتفاقی که مخاطب منتظرش بود.غیبت ناگهانی الی که همه را متاثر کرد.به یک باره الی قصه ی فرهادی تبدیل به دختری فداکار شد که تلاش کرد از غرق شدن (ارش) جلوگیری کند.همه ناراحتند.بیچاره الی.ای وای.ای وای.و حال سپیده قصه که دیوانه شده.(چقدر زیبا بازی کرد گلشیفته).تلخی بی پایان او تازه شروع شده.از خود بی خود شده.زوزه میکشد.خود رابه درو دیوار میکوبد.حال او از عرش به فرش رسیده.تا قبل از حادثه او رهبر بود.همه کاره جمع که همه را تحت تاثیر قرار میداد.حال ضعیفه شده همان که در اصل هم بود.کتک میخورد.بازخواست میشود.و کمی فراتر دروغش فاش میشود.حتی احمد فرنگ رفته را نیز متعجب میکند.چشمان و نگاه های معنا دار جمع.همه به یکباره درصدد تبرئه خود تلاش میکنند.حال الی مرده.منیت همیشگی انسانی به شدت فعال شده.راهی برای گریز از قصور بودن.و جالبتر خود را گول زدن.اکنون نیاز است به منیت خود تلقین کنیم.الی در پانتومیمش که هرگز در فیلم نشان داده نشد از گل گلایل حرف زد که الهام بخش مرگ ورفتن است و خواب دیدن ( نازی ) ,که برای ایرانی تازگی ندارد.همه ی ما از این دست تلقین ها را داشته ایم.وعلیرضای قصه که با ان چهره مظلوم که حال بیچاره و تفلکی قصه شده.خیانت الی از نظر انها و سپیده ای که در خیالش فکر میکرد میشود.اری میشود.ونامزدی که امده بود تنها بفهمد الی از او به انها چیزی گفته است یا نه.ایا او خیانت کرده بود؟وباز هم سپیده که تسلیم شده بود.دیگر رهبر نبود.دیگر هیچ کس باورش نداشت.
به مانند کارکتر هدیه تهرانی درفیلم چهارشنبه سوری اصغر فرهادی .اون نیز خودش را به درو دیوار زد.اشک ریخت.فریاد زد که باورکنید.شوهرم با زنی رابطه دارد.ولی متهم شد به دیوانگی.توهم و...
سپیده ناچار شد دروغ بگوید.چون پناهی جز این در جامعه نیست.او همیشه دوم است.و این بار در اخر فیلم و تیر خلاص را طوری دروغ میگوید که خود نیز باورش شده که الی چیزی به او نگفته.و صحنه ای از بیرون اوردن ماشین گیر کرده در ماسه های کنار دریا که نشان از ارامش و رفتن به سراغ روزمرگی و دغدغهای موجود جامعه را به تصویر میکشد.!!"

 

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ آذر ۱۳۸۸
تگ ها : فیلم