روزهای آخر تعطيلات

*هر چی بیشتر به پایان تعطیلات نزدیک می شیم بیشتر تن و بدنم می لرزه دیگه انقدر تنبل شدم که حتی زورم می یاد برم بیرون چه برسه برگشتن سر کار و کلاسهای زبان. خدایا چرا انقدر زمان زود می گذره نمی شه یخورده کندش کنی فقط یخورده .

*این امریکاییها هم دیگه شورشو در آوردند به هر چی مردم بدبخته حمله می کنند بعد می گن اشتباه شده همین یکی دو روز پیش بود که به بازار بغداد حمله کردند و حدود 50 کشته و 100 زخمی بجا گذاشتند بعد گفتند اشتباهی زدیم . اصلا بهتر نیست بجای این کارا صدام و بوش رو تو یه اتاق بندازند و دو تا شمشیر هم بهشون بدند و بگن فقط یکیتون باید از این اتاق بیرون بیاین . من که روی صدام شرط بندی می کنم چون خیلی قلدره ولی داییم می گه چون بوش قد بلندتری داره از شانس بیشتری برخورداره شما رو کی شرط می بندید؟ صدام یا بوش؟
به نظر شما این راه عاقلانه تری نیست؟ به خاطر کم عقلی و قلدری 2 تا سیاستمدار این همه ادم باید زجر بکشند . حالا درسته عراقی ها دشمن ما هستند و توی جنگ این همه مصیبت ازشون کشیدیم ولی نمی شه چشم روی این همه کشتارهای بیرحمانه مردم عراق بست. امیدوارم این جنگ لعنتی زودتر تموم شه .


*راستی یه لینک این بغل دادم تا تنش های فلسفی خودتون رو بشناسین . من حدود 46% تنش فلسفی داشتم از خودم حسابی ناامید شدم . شما برید ببینم چند مرده حلاجید.


*اینروزا بجث بر سر زیتون زیاد شده و همه در پی شناختن اون هستن و این مخفی کاریهای زیتون فقط باعث کنجکاوی دبیشتر بچه ها شده ازی یه حدسایی زده که فکر می کنه اگه 100% درست نبود دیگه حتما 0.5 % که درسته .
حدس 1 : زیتون یکی است مثل من وشما که تازه با وبلاگ اشنا شده و فقط قلم خوب و روانی داره. یه دختر مهربون و مامانی و شیطون حدود 22 تا 25 سال با یخورده اضافه وزن (حدود 0.5 تا 3 کیلو)
حدس 2 : که به واقعیت بیشتر نزدیکه اینه که اون قبلا یه وبلاگ دیگه داشته و توی اون هم موفق بوده و احتمالا به خاطر شناخته شدن اون رو رها کرده و وبلاگ دیگه ای زده و علت دوری اون از تجمعات وبلاگی ها هم به این دلیله که نمی خواد دوباره شناخته بشه. اما قلم خوبش هم شاید به این دلیله که اون جای دیگه مثلا یک نشریه و یا حتی یک روزنامه هم می نویسه. یک دختر مجرد مصمم با ارده ای اهنین مثل ماری کوری !!
حدس 3: من که دیگه چیزی به ذهنم نمی یاد شماها چی؟
حدس 4 : این چیزا به من و شما مربوط نمی شه و ادم تو کاری که مربوط بهش نیست دخالت نمی کنه.

*اما مطلب آخرو مهمترینش : هر کی هر نذری چیزی امامزاده صالح داره بده به کندو چون ایشون هفته ای یکبار به امامزاده می رن و شمع روشن می کنند تا خدا یه زن خوب نصیبشون کنه ( به نقل از وبلاگ سیاوش اتشین راست و دروغش پای خودش فقط اینو به کسی نگین چون قراره یه راز باقی بمونه ) می شه يه شمع هم برای ما روشن کنی؟   
نویسنده : زادبانو ; ساعت ٦:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٠ فروردین ۱۳۸٢
تگ ها :