سایه ها

* یکی از مهمترین دلایل دروغگویی تامین منافع ماست! بی شک هر کدوممون در زندگی بارها به خاطر حفظ منافع شخصیمون دروغ گفتیم! بعضی از دروغ ها انقدرها زیان مادی و معنوی ندارند! ولی اینکه دروغی بگیم که می دونیم و برامون مسلمه که صدمه زیادی به افراد دیگه می رسونه دیگه جزو دسته بندی های دروغ های روتین نیست! که بیشترین صدمه رو فرد بازی خورده به خاطر از دست دادن اعتمادش به افراد دیگه می خوره و دنیا رو پر از ادم های این چنینی می بینه. 

از طرف دیگه فرد گول خورده حتما قبل از این، بسیاری از نشانه هایی که فرد در طی سلسله دروغ هاش خودش رو لو داده بوده نادیده گرفته. پس خود فردی گول خوردنده هم مقصر محسوب می شه چون تمایل به بازی گرفتن داشته. از طرفی فرد گول زن رو هم که نمی شه تغییر داد یا ازش انتظار تغییر داشت ولی خودمون فرد قابل دسترسی هستیم و می تونیم روی زمینه های گول خوردنمون و چرایی وارد شدن به این بازی، کار کنیم.

هیچ وقت این حرف دکتر شیری رو فراموش نمی کنم که توی کلاسش گفت هر وقت می گی که طرفم یه ادم گنده که داره زندگیم رو به گند می کشه یه لحظه صبر کن و از خودت بپرس تو وسط این گنداب چه غلطی می کنی!سبز

** من عاشق تحلیل کردن خودم هستم! نیشخند

*** دیدی بعضی وقت ها می گی من موندم این آدم هایی که این کار رو می کنند چه جور ادم هایی هستند و من عمرا اگه دست به این کار بزنم! ولی بازی روزگار انگاری سر شوخی باهات داره و دقیقا همون کاری که همیشه توی ذهنت بود که عمرا انجام بدی برات اتفاق می افته! حالا اینکه تو ندانسته وارد این بازی شدی هم وارد نیست! فقط دنیا می خواد بهت بگه که انقدر راجع به کار دیگران قضاوت نکن! حواست به خودت باشه بچه جان.  کتاب "نیمه تاریک وجود" نوشته دبی فورد و ترجمه فرناز فرود هم تحلیلی بر سایه هامون داره. سایه های رو می شه از ویژگیهای شخصیتی در دیگران شناخت که ما رو اذیت می کنه و مطموئنا همون ویژگیها رو توی خودمون سرکوب کردیم که انقدر نسبت به بروزش در دیگران آلرژی داریم و کهیر می زنیم با دیدنشون!

**** چه خوبه که کتاب "چرا ادم های خوب کارهای بد می کنند" نوشته دبی فورد و دوباره ترجمه خانم فرود رو همین روزها خوندم. وگرنه کمتر از این می تونستم با خودم کنار بیام و باعث شده که درک ام رو نسبت به کارهای دیگران و خودم بالاتر ببرم.

***** امیر فرشاد ابراهیمی (بسیج سابق، افشاگر کنونی) توی وبلاگش نوشته که داره به ایران بر می گرده. هر چند این ارزوی مضحکیه ولی امیدوارم براش اتفاقی نیفته. نگرانش هستم.

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱ تیر ۱۳۸٩