کلامی از استادم

برگرفته از وبلاگ دکتر شیری

روزی استادی بزرگوار بهمون تو دانشکده یاد داد که "دانش آدم خوب را خوبتر میکند و آدم عوضی را عوضی تر" و من فکر میکنم همین نسبت در دین هم هست. دین ، آدم عوضی را عوضی تر میکند و آدم خوب را خوب تر. یعنی چیزی فراتر از دین و دانش هست که درون آدم باید نهادینه باشه تا این مقولات ( علم/ معنویت) در اسنان بشه نور  ، گو اینکه هر علمی نور نیست و خیلی از علوم ظلمتند. مثل اینکه طرف مثل بلبل برات از نهج البلاغه و زیبایی های خطبات حضرت امیر صحبت میکنه ولی درونش مریضه...میتونه حق مردم را به راحتی ضایع کنه میتونه ظلم کنه در حق مردم و به عقایدشون بی احترامی کنه و اونها را تحقیر کنه و با کمال ناباوری احساس کنه در خط صفین داره پا به پای حضرت شمشیر میزنه

من دقیقا منظورم بصیرت است...دین باید آدم را آرام کنه نه بیمار
شیعگی توش تعادل است...عدالت است...آرامش است..احترام است...
کسی که اختلال شخصیت دارد تمام قرائتهاش از دانش/ دین/ معنویت آلوده است به ویروسهایش
کسی که زن را منشا همه الودگیها و امنیتهای اجتماعی تشخیص دهد در واقع بیشتر محتمل است که درون خودش اختلالی واضح داشته باشد که  نتوانسته است از "کمپلکس مادر" رهایی یابد بنابراین هی آدرس اشتباه میدهد و اگر مسوولیتی هم داشته باشد ، ممکن است میلیونها دلار بیت المال را خرج کند تا "زنها" فتنه گری نکنند در حالیکه این انسان است که مساله دارد نه زن یا مرد ...
  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٦ تیر ۱۳۸٩