کتاب "هرگز ترکم مکن" نوشته "کازئو ایشی گورو" 2005 (ژاپنی) مترجم "مهدی غبرایی"

 

 

 

(بر اساس این کتاب فیلمی ساخته شده با همین نام و با  کارگردانی " مارک رمانک" که از ژانویه 2011 بر پرده سینما نمایش داده می شود. کتاب در فهرست هفته‌نامه تایم به مناسبت پایان دهه اول هزاره دوم میلادی، به رتبه اول بهترین‌ها رسید. این رمان نامزد جایزه بوکر، جایزه آرتور سی. کلارک و همچنین نامزد جایزه انجمن ملی منتقدان کتاب آمریکا شد.)  

هرگز ترکم مکن» Never Let Me Go   رمان تکان‌دهنده‌ای است درباره انسانهای شبیه سازی شده که از زاویه دید شخصیتی به نام کتی نقل می‌شود. دختری جسور و احساساتی که درگیر مثلث عشقی با دو دوست و همبازی های دوران کودکی اش است. داستان با این جملات اغاز می شود " حالا که در درودشت رانندگی می‌کنم هنوز چیزهایی را می‌بینم که مرا یاد هیلشم می‌اندازد. شاید از کنج مزرعه‌ای مه‌آلود بگذرم یا قسمتی از خانه بزرگی را هم چنان که از دامنه تپه‌ای پایین می‌آیم یا حتی دسته‌ای سپیدار را با ترتیب خاصی در کمرکش تپه‌ای ببینم و با خود بگویم: شاید همین باشد! پیدایش کردم! " رمان داستان آدمهاییست که برای اهدای اعضا پرورش می یابند. بچه ها از طریق لقاح ازمایشگاهی به دنیا امده و از کودکی مورد سرپرستی موسسهای به نام هیلشم قرار گرفتهاند و از سوی مردم عادی، موجوداتی بدون احساس و شعور خوانده شده که فقط برای استفاده از اعضا مناسبند و دلیل زنده ماندن و رشدشان هم همین است. تلاش های بعضی از مراقبین موسسه برای اثبات نادرستی این عقیده است که سرانجام حرص و طمع آدمی (!) برای اندک حیاتی بیشتر مانع فعالیت هاشون می شه ... ریتم داستان به غیر از چند فصل ابتدایی که هنوز در مورد داستان گیج هستی خوبه و کشش لازم رو برای زمین نگذاشتن کتاب داراست. از طرفی تاثیری که ممکنه کتاب "کوری" نوشته "ژوزه ساراماگو" یا "ریشه ها" نوشته "الکس هیلی" روت بذاره رو نداره و کمتر حس همذات پنداری با شخصیت های کتاب داری. از طرف دیگه به خاطر نو بودن قصه و اینکه مشتاق شنیدن ادامه داستان 3 شخصیت اصلی داستان هستی کتاب رو ادامه می دی تا سرنوشت روت و تامی و کتی رو بدونی!  با شنیدن شایعه اینکه عشق به دو نفر فرصتی چند ساله برای زندگی در کنار هم قبل از اهدای اعضا رو می ده، کتی و تامی که سال ها به خاطر کارشکنی های روت از هم دور مونده بودند، این بار بنا به وصیت روت پشیمان به دنبال ردی درباره سرچشمه این شایعه می گردند، آیا این دو عاشق فرصتی برای زندگی در کنار هم و چشیدن شهد شیرین عشق رو دارند؟

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٥ آبان ۱۳۸٩
تگ ها :