يک ۱۳ بدر واقعی

*بالاخره 13 بدر رو هم به خوبی و خوشی در کردیم (خدا رو شکر) نمی دونم به شماها چطور گذشته و کجاها رفتید به کدوم دشت و باغ و پیش کدوم دختر و پسرا پارتی داشتید اما خاضعانه از خدا می خوام که خدا حاجت همه جوونهایی که عاشقانه سبزه گره زدند را بده.( چون خودم هم یکی از همون جوانهای عاشق بی یارم )

* باید بگم من فقط 4 ماه دیگه مهمونتون هستم بی برو برگرد . اخه همونطور که به شماها یاد دادم (آخه ما تنها خور که نیستیم یاد دوستامون هم هستیم ) رفتم گره 13 رو زدم در جهت جریان آب و البته کمی شل (!) تا هر چه زودتر باز بشه ( اینهمه سال شرافتمندانه گره زدیم هیچ اتفاقی نیفتاد گفتیم یه سال تقلب کنیم ببینیم چی می شه شاید بخته امسال دیگه باز شه ) سبزه هم نامردی نکرد و جیک ثانیه باز شد !! حالا به خاطر این سبزه ها نیست که اینو با اطمینان می گم (من که به این چیزا اعتقاد ندارم) اخه بعد از ظهر یه قهوه ترک هم درست کردیم و یکی از خانمهایی که با ما بود و فالگیر( قهوه) ماهری هم هست برامون فال گرفت و خیلی چیزای خوب خوبی بهم گفت. همش در مورد ازدواج و ماهی و یه زندگی توام با موفقیت و شادی و گوسفند (اه نه راستی گوسفند مال مامانم بود برای من خرس قطبی و یه شتر با بار پر از پول و نیمرخ یه پسر خیلی خیلی خوش قیافه بود ) ... و خیلی چیزای خوب دیگه که یادم نیست ( قدرت خدا تو یه فنجان کوچولوی خط خطی چه چیزایی که پیدا نمی شه . اخه من وقتی فنجانم رو نگاه کردم فکر کردم زندگیم خیلی خط خطیه که هیچی توش پیدا نمی شه بجز رودخونه و کوره راه و ... ولی فرزانه جون برام همه چیز پیدا کرد از پول گرفته تا شوهر و مسافرت و کار خوب و ... (خدا خیرش بده) من که دهنم همینطوری باز مونده بود اصلا فکر نمی کردم یه فنجون به اون کوچولویی بتونه سرنوشت منو ایقدر واضح و روشن و البته دلنشین بخونه. خلاصه عزیزان منو فقط یه 3 ، 4 ماه دیگه تحمل کنید بعدش دیگه اصلا وقت ندارم بیام اینطرفا . چون دقیقا 4 ماه دیگه نامزدیمه . البته به نظر من اینا همش خرافاته !! وای داشت یادم می رفت دیدی حواسم رو پرت کردی ! کسی یه ارایشگاه خوب سرغ نداره برای روز عروسی؟ لباس عروس و از این چیزا . البته میدونی که من به این چیزا اعتقاد ندارم ولی بهرحال ادم اماده باشه بهتره تا یه وقت کارا هول هولی نشه .اگه سراغ دارید قربونتون ادرس و تلفن رو برام بفرستید. هر کی هم می خواد بیاد عروسی بگه تا از حالا دعوتش کنیم اخه داریم لیست مهمانها رو می نویسیم بعدا ممکنه جا نداشته باشیم ببین گفتما بعدا گله نکنیدااا، مامان ن ن ن ن ن ن ن ن ن کفش سفیدم کجاست؟....
  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ فروردین ۱۳۸٢
تگ ها :