تغییر ذائقه

* از کلاس Vocab ام جا موندم و اینه که سریال Friends رو از دختر عمو گرفتم و روزی دو تا قسمتش رو نگاه می کنم که تمرینی باشه برای انگلیسی ام. سه تا پسر و سه تا دختر هستند و ماجراهای بامزه ای که براشون پیش می یاد. انقدر سریال بامزه و جذابیه که تشویقم می کنه به تنبلی نکردن و دیدنش. هر چند تفاوت فرهنگی ما و اونا خیلی زیاده و یه جاهایی حسابی جا می خوری.

** یه عادت اجباری خوبی که این روزا پیدا کردم خوردن صبحانه است که شامل تخم مرغ و کاهو و گوجه و خیار و پنیر و گردوست و در فواصل بعدی خوردن موز و سیب و قرص جوشان ویتامین C و شیر و ماست و کلم و اسفناج و  قرصzinc plus  و سبزی تازه و غیره.  یه سرچ دقیق راجع به مواد مغذی و لازم برای شکستگی استخوان کردم و به این نتایج رسیدم. اگه لازم شد استفاده کنید از این برنامه غذایی. من راضیم:دی به دوستم می گم احتمالا بعد از خوب شدن این پا دیگه قادر به راه رفتن نباشم از بس چاق می شم. :دی اینه که هر وقت زنگ می زنه می گه چطوری فَربه:دی از دیروز هم ورزش رو شروع کردم. که شامل ورزش های خوابیدنی می شه. یکیش دراز و نشسته. یادش به خیر. توی دبیرستان توی یه دقیقه 57 تا دراز و نشست می رفتم ولی الان یه یه ربعی طول می کشه و باید بینش به خودم استراحت بدم و هی تشویق کنم خودم رو:دی

*** داداش بزرگه یه هفته ای رفت چین و از قبل به شوخی هی بهش می گفتم واسه من مانتو بیار و سنگ. چون من عاشق لباس های رنگی و سنگ هستم. وقتی برگشت واقعا فکر نمی کردم چیزی بیاره. اینه که با دیدن یه مانتو خوشگل و حدود 20 تا دستبند از سنگ های مختلف واقعا شوکه شدم. مخصوصا که برای پیدا کردن این مانتو و سنگها حول و حوش چند ساعتی از این فروشگاه به اون فروشگاه می رفته و بیشترین زمان رو برای پیدا کردنشون گذاشته. بعد گفت "سنگ ها رو از همه رنگ ها اوردم که هر کدوم رو دوست داشتی، استفاده کنی!" آی چسبید. آی چسبید این محبت برادرانه:دی

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱۱:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها :