اصل 10/90

* یه جمله ای استادم دکتر شیری داره که خیلی دوست دارم. این دکتر شیری ما، به جای استفاده از واژه های تخصصی و کسل کننده جملاتشون رو به طنز و بامزه می گن و حس شوخ طبعی اشون رو در تدریس اعمال می کنند و اینه که کلاس هاشون بامزه است مثل خودشون:دی

می فرمایند "خیلی اوقات در ابتدای اخراج از بهشت نق میزنیم که فلانی عوضی بوده و ...اما بعد از مدتی شاید فکر بهتر این باشد که من کسی هستم که بخش عوضی آدمها را فعال میکنم. مثلا با گوسفند بازی در آوردن از خودم بخش گرگ درون هر آدمی را میارم بالا . یعنی تو یه چیزی داری که با هر کی بری اونو عوضی میکنی." منظور از بهشت اون زمان امن و امانیه که هر کدوم از ما در بخش های مختلف زندگی مثل روابط، سلامتی، مالی و ... داریم و هر زمان که این بهشت درهم کوبیده می شه دوران رنج و افسردگی امون شروع می شه. ولی به جای نق زدن به چیزهایی که از کنترلمون خارجه و بالطبع فکر کردن به اونها حس درماندگیمون رو زیادتر می کنه می تونیم از هدایای دیگه این زمان در جهت رشد شخصیمون استفاده کنیم. یا در واقع به جای اینکه انگشتمون رو به طرف کسی بگیریم یه نیم نگاهی به خودمون بندازیم و از خودمون بپرسیم من این وسط چیکاره بیدم. :دی

من عاشق تئوری هایی هستم که خودمون مرکز کنترل زندگیمون هستیم نه دیگران، جامعه و  بخت و اقبال و ... البته بدیهیه که زمان هایی حوادث غیر قابل کنترلی (مثل حوادث طبیعی، بلایای انسانی، وقایع اجتماعی و ...) روی می ده ولی مهم طرز برخورد ما و روشمون برای هندل کردن اوضاع زندگی و ادامه دادن و تکرار نکردن اشتباهات گذشته است.

چه جالب، همین الان جمله ای خوندم که خیلی به این مبحث نزدیکه. (به این، یعنی دو اتفاقی که در یک لحظه اتفاق می افته می گن اصل همزمانی.) استفان کاوی نویسنده معروف اصلی داره به اسم:  اصل 10/90: 10 درصد زندگی چیزیست که بر شما اتفاق می افتد.   90 درصد زندگی آن چیزی است که شما تصمیم میگیرید چطور عکس العمل نشان دهید.

آیا ما واقعاً کنترل بر 10درصد آنچه بر ما واقع میشود را نداریم؟ما نمیتوانیم جلوی خرابی ماشین را بگیریم یا هواپیما تأخیر دارد و  تمام برنامه هایمان بهم میریزد و... یا وقتی یک راننده وسط ترافیک جلوی ما می پیچد. ما بر این 10درصد  است که هیچ کنترلی نداریم،90 درصد بقیه متفاوت است، شما هستید که آن 90 درصد را مشخص میکنید. چگونه؟ با عکس العمل خودتان، یا نوع برخودتان با مسائل – شما کنترلی بر چراغ قرمز ندارید، ولی عکس العمل خود را میتوانید در کنترل خود داشته باشید.

** صبح ها، که با ماشین از کنار پارک شهر رد می شیم بعضی موقع ها مردی رو مبینم که بچه یکی دو ساله اش رو بغلش کرده و معلومه داره قبل از رفتن سرکار بچه رو به مهد می بره. توی همون چند لحظه ای که می بینمشون انقدر از طرز محبت امیزی که بچه اش رو بغل کرده و طرز صحبت کردن با بچه اش لذت می برم که نگو. انرژی صبحم با دیدن این فرزند و پدر چند برابر می شه.

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٠
تگ ها :