مشاوره نوشتنی

امن ترین مکان برای کشتی لنگرگاه است . اما کشتی برای حضور در لنگر گاه ساخته نشده است.

وقتی استادم گفت که دست نوشته هات قشنگه قند توی دلم آب شد. نوشتن رو دوست دارم و یکی از دغدغه های زندگیمه. وقتی کتابی می خونم یا نکته قشنگی توی دور و برم می بینم دوست دارم برای خودم ثبتش کنم. از طرف دیگه نوشتن برام حکم تخلیه تنش رو داره. خیلی وقت ها وقتی می نویسم (چه اینجا چه برای خودم) برام حکم مشاوره رو داره. وقتی افکاری که دائم توی ذهنم پرسه می زنند رو روی کاغذ نِتی پیاده می کنم برام درست مثل سپردن بار روی شونه ام به یه شونه قوی تره. اینطوری از شدت و سنگینی بار کاسته می شه و تمرکز بیشتری روی آینده ام پیدا می کنم و از نگرانی و تشویش ذهنی ام هم کم می شه و بهتر می تونم خودم رو ارزیابی کنم و اشتباهاتم رو تکرار نکنم. این روزا یه چیزی، یه اشتباهی عین خوره ذهنم رو می خوره. می دونم اشتباه جبران ناپذیری کردم ولی روی گذشته ام هیچ تسلطی ندارم فقط می تونم به خودم قول بدم که مراقبت بیشتری از خودم و کودک درونم کنم و هیچ وقت حس شهودی و ندای درونیم رو نادیده نگیرم. چون به تجربه دریافتم هیچ وقت به خاطر اشتباه کردن نیست که خودم رو سرزنش می کنم بلکه نادیده گرفتن حس و درک باطنیم نسبت به مسائله که اذیتم می کنه.

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٠
تگ ها :