کرال باز شدیم! :دی

مربی ام به هم می گه شنا از کی یاد گرفتی و می گم خودم و ذهنم پر می زنه به گذشته. 5-6 ساله بودم و کنار یکی از رودخونه های پراب شمال اطراق کرده بودیم. عمق رود زیاد بود ولی جریان و شدت کمی داشت. با پسرکی بومی دوست شده بودم. تنها کسی که از جمع بچه های فامیل جرات کرد پاش رو توی اون رود که پر از مار آبی بود بذاره من بودم. تیوپ پسرک رو گرفته بودم و رفتم وسط اب. توی دریا و استخر هم انقدر شنای دیگران رو دید زدم و انقدر تمرین کردم و آب خوردم تا قورباغه و پادوچرخه و پشت روی اب خوابیدن و کرال سینه ناقص رو یاد گرفتم. حالا این روزا با یه معلم خصوصی دارم سعی می کنم کرال رو به صورت صحیح یاد بگیرم. گفتم حداقل از فرصت آب درمانی این روزام استفاده کنم. اگه بدونید چه مزه ای داره. همیشه ارزو داشتم وقت و فرصتی برای تکمیل شنام داشته باشم و حالا به برکت این شکستگی (!) دارم این کار رو می کنم. به قولی، دنیا به من لیمو داد و منم دارم باهاش لیموناد درست می کنم. :دی

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٠
تگ ها :