پايان يک نمايشنامه مضحک

* از همان روزی که دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی که فرزندان آدم
زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید
آدمیت مرد!
گرچه ادم زنده بود.

* بله سرانجام طرح گفتگوی تمدنها که رییس جمهور محترم پیشنهاد اون را داده بود به حقیقت پیوست البته نه با زبان متداول که با زبان موشک و بمب و....
این نمایش مسخره هم داره کم کم به اخراش نزدیک می شه و صدام هم مثل بن لادن گم و گور شد تا یکبار دیگه نمایش قدرت و عرض اندام امریکا در برابر کشورهای دیگه کامل بشه. نمایش هایی که در ان رنج و عذاب نصیب سیاه لشکرها و نفت و قدرت نصیب نقش های اول می شه. دیکتاتوری رفت تا دیوی بدتر از اون بیاد. حالا از این به بعد عراق هم با وجود بودن ژنرال گارنر به پایگاهی محکم برای صهیونیست ها تبدیل می شه تا جا پاشون رو هر چه بیشتر محکم کنند و البته تهدیدی بزرگ علیه ایران که داعیه حکومت بر جهان اسلام داره و وکیل وصی همه کشورها و انسانهای مظلوم و رنج دیده در دنیا است (البته همه به غیر از ایران ). از این نمایش سه تا از موشکها هم نصیب کشور ما شد تا هشداری از سوی ابرقدرت بزرگ برای ما باشه تا زیاده از حد شلوغ نکنیم. ولی کو گوش شنوا!!

* بالاخره بوش حرف خودش رو به اثبات رسوند و عراق را گرفت تا ثابت کنه که حرف مرد یکیه!! و او به عنوان یک پسر خلف کارهای ناتمام پدر را تمام می کند تا روح ناارام پدر در گور آرام گیرد و آسوده از پایان کارهای ناتمام در جای خویش بخسبد !!! این عکس رو هم در یک پارتی خودمونی که دیشب به عنوان جشن پیروزی بر عراق گرفته شده بود یک عکاس فضول از جناب بوش گرفته . گویا جناب بوش برخلاف رییس جمهور پیشین بیشتر به آقایان تمایل دارند تا به دختر خوشگلایی مثل مونیکا!!!


نویسنده : زادبانو ; ساعت ۳:۱٠ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٢ فروردین ۱۳۸٢

تگ ها :
comment نظرات ()