وصال

بعد از چندین ماه محرومیت، بالاخره دیروز در یک هوای نیمه ابری و گرم تابستانی، پام به دامنه های کوه رسید. با اینکه دو تا جوراب پوشیده بودم و کفش مناسب کوه اما همش نگران پیچ خوردن پام بودم. زمان چندانی رو در کلک چال به سر نبردیم. در مجموع از ساعت 7 تا 11 صبح با حساب صبحانه ای که در راه خوردیم. اما برای من که پس از یک فقدان طولانی دوباره به علاقه ام رسیده بودم فوق العاده لذت بخش بود. وقتی در نیمه های راه روبروی منظره کوه های خشک مسیر نشستم دیدن اشون برام انرژی زا بود. هنوز روی پام خیلی نمی تونم فشار بیارم به دلیل اینکه شکستگی در استخوان های کف پام بوده و چون تازه جوش خورده باید خیلی مراقب اش باشم که یک فشار ناگهانی دوباره کار دستم نده. ولی دائم از خودم می پرسم: کی پام دوباره به قله توچال می رسه؟خیال باطل

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها :