هیجان و احساسات خام!

من از ادمای نوع هیجانی هستم! ادمی که وقتی در یه اتفاق غیرمنتظره قرار می گیره و حجم احساسات هجوم اورده بهش زیاد می شه، عقل موقتا تعطیل می شه و یه هو کاری می کنه که لحظاتی بعد ازش پشیمون می شه. از طرفی ساده هم هستم! اینو به عنوان یکی از معایبم فعلا نگاه می کنم. چون سیاست داشتن از جمله رفتارهای پیشبرنده در این دنیا و از جمله جامعه ماست. حالا نه فکر کنید جدیدا به این مریضی دچار شدم که از قدیم الایام و بنا به خاطره ای که جدیدا از یکی از نزدیکانم شنیدم که می گفت "بچه به سرو سادگی و شیطنت تو ندیده بودم" فهمیدم دردم، درد مزمن و قدیمیه و حسابی ریشه دوونده. شاید یه جورایی فکر می کردم سیاست داشتن در رفتار با دیگران، توهین و نادیده گرفتن احساس و شعورشونه و روراستی صفتیه که باید آویزه گوشم بشه. الان هم به این نتیجه نرسیدم که دورویی خوبه ها، ولی کم کم دارم به این نتیجه می رسم که پنهان کردن بعضی از عواطف و احساسات و درجا عمل نکردن شاید چندان هم بد نباشه توی جامعه ای که خیلی پذیرای این مساله نیست.

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها :