بازخورد بدید به دوستاتون

خدا رو شکر دوستای دانایی دارم. یکیشون می گفت آزی تو عاقلی ولی بعضی وقت ها "کارهایی در لحظه" می کنی که اگه نمی شناختمت فکر می کردم "عجب دختر بی فکری و دیگران بر اساس همین لحظه ها روی تو قضاوت می کنند نه بعد از کامل شناختنت!"

هر چند سخن تلخیه ولی یه دوست واقعی، بازخوردی که بهت می ده براساس واقعیت وجودیته و دوست داره رشد تو رو ببینه! بر این اساس سعی کردم خیلی تغییر کنم. ولی حالا که دارم تغییراتم رو آگاهانه انجام می دم همین دوست برگشته می گه "تو چرا اینطوری شدی!! چرا انقدر آروم شدی؟" ای بابا. حکایت همون باباییه که داشت خرش و پسرش رو می برد و انقدر خودش و بچه اش و خره جاهاشون رو با هم عوض کردند که اخر خره افتاد توی رودخونه!:دی حالا این شده حکایت این روزای من.

من ذات شیطانی دارم. سطح انرژی ام فوق العاده بالاست و همین در بار اول باعث جذب آدم های سطحی می شه. (از نظر من همه آدما قابلیت رشد دارند منظورم از سطحی آدمهاییه که مشکلات رو انکار یا سرکوب می کنند و فقط با خوشی ها سرشون رو گرم می کنند) وقتی  معاشرینت از دسته همین آدم ها باشند شاید در ظاهر خوشی باشه ولی لذت عمیقی از در کنار بودنشون نمی بری چون حرف همو متوجه نمی شید. خود من همونقدر از شهر قصه بیژن مفید و حسن کچل لذت می برم که از کتاب روان شناسی وجودی اروین یالوم. همون قدر رمان هری پاتر به هم می چسبه که کتاب جان شیفته رومن رولان. هم از پانتومیم و مافیا بازی لذت می برم و هم از تنها به دل کوه زدن و غروب خورشید رو به تنهایی نظاره کردن. هم از بازی چند ساعته با یه دختر بچه شیطون 1.5 ساله و گردش باهاش در باغ لذت می برم هم از سخنرانی های تخصصی در زمینه روان شناسی. هم دنبال لذت های زندگی هستم هم از خوندن درباره مرگ لذت می برم. یه جورایی هم از سطح لذت می برم هم از عمق. هم برونگرا هستم هم درونگرا.

ولی حالا که دارم سعی می کنم کمی وجه های درونگرایی امون رو هم زندگی کنم و سطح انرژی ام رو اروم تر کنم به تناقض برخوردم. تناقضم فقط براساس قضاوت دیگرانه و مشکلاتی که در ارتباط با اونها پیش می یاد. که به هر حال نمی شه نسبت بهش بی توجه بود چون انسان در جامعه زندگی می کنه و ارتباط برقرار کردنش با دیگران بر پایه قضاوت های اولیه و ذهنی اش راجع به دیگرانه (در 60 ثانیه اولی که کسی رو می بینی در ذهنت تصمیم می گیری ازش خوشت اومده یا نه، یک کارکرد کاملا ناخوداگاه و ذهنی که براساس ظاهر فرد و زبان بدن و نحوه بیان و هماهنگی سطح انرژی های دو طرفه). حالا این درونگری شده دغدغه ذهنی این روزام، ولی برام لذت بخشه.  

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٧ امرداد ۱۳٩٠
تگ ها :