سياست!!

*من از روییدن خاک سر دیوار دانستم
که ناکس ، کس نمی گردد به این بالانشینیها
من از افتادن سوسن به روی خاک دانستم
که کس ، ناکس نمی گردد به این افتان و خیزانها

*یکی از بچه ها ایمیلی به من زده و گفته سیاسی ننویس. من خیلی تعجب کردم چون اصلا آزی و سیاست مثل دو خط موازی هستند که اصلا به هم نمی رسند حتی در بینهایت!! البته تعریف سیاست از نظر هر کسی متفاوته ، من ممکنه بنویسم جوونا کار ندارند یکی بگه این سیاسیه. نگو!!
مثلا توی کلاس زبان ، استادمون ازمون خواست یک نفر را تو ذهنمون مجسم کنیم و دیگران با پرسیدن سوالاتی درباره اون بفهمن کیه. وقتی نوبت به من رسید بعد از پرسیدن چند سوال من برای راهنماییشون گفتم یکی از پولدارترینها در ایران!! از اونجاییکه بچه های ما خیلی گل بیدند بازم نفهمیدن ، پس دوباره من گفتم ریش خیلی کمی هم داره!! یدفعه یکی از بچه ها مثل فشفشه از جاش پرید و گفت لطفا حرف سیاسی نزنید!! إه انصافتون رو شکر بابا! به نظر شما اصلا حرف بالا سیاسیه. من فقط از ریش طرف حرف زدم. همین!! کمی ریشش هم به من مربوط نیست. خوب بره شامپو أو مصرف کنه یا شامپو ویتامینه گلرنگ. اصلا به من چه.
خلاصه من همینجا سیاسی نوشتن رو ممنوع می کنم و هر کی حرف سیاسی در این وبلاگ بنویسه به اشد مجازات محکوم میشه....(خوب شد داداش من؟)

*این جریان رفراندوم رو حتما همتون شنیدید. به قسمت اولش کاری ندارم که کی چی گفته ، چون خودتون می دونید (یه دلیل دیگش هم اینه که بحث سیاسی اینجا ممنوعه!!) اما مخالفت بر و بچه های زحمتکش مجلسی با این پیشنهاد جالبه. چون معتقدند که اگه همچین رفراندومی برگذار بشه و مردم جواب مثبت به روابط با امریکا بدهند که به احتمال 99% چنین می شه (اون یه درصد هم برای این گذاشتم که اگه یه همچین اتفاقی نیفتاد من خیلی خیط نشم) دیگه امریکایی ها دست بالا می گیرند و در صورت مذاکره ایرانیها نمی تونند امتیاز چندانی از امریکایی ها بگیرن...
به نظر شما ما می تونیم اگه روزی پای مذاکره با امریکایی ها بنشینیم امتیاز چندانی بگیریم ؟ به نظر من اگه فقط همون حسابهای بلوکه شده خودمون رو پس بدند باید کلامون رو به هوا بندازیم. هر چند که از اون پولا گیر من و تو نمی یاد!!
یه مطلب جالب دیگه اینه که مثل دفعه های قبلی قوه قضایه صداش در نیومد که حرف زدن در مورد روابط با امریکا جرمه. شاید به این دلیل که صحبت از طرف کسی بود که هیچکس جرات مخالفت با ایشان را ندارد حتی نهاد قدرتمندی مثل قوه قضاییه...

*راستی شما هم شنیدید که ادامه داستان هری پاتر تا چند وقته دیگه تشریف فرما می شند. طبق خبرهای دست اول ، یه مقدار از محتویات کتاب افشا شده. اول اینکه رون می شه دروازه بان گریفندور و دوم اینکه دو سه تا از آدم خوبای کتاب می میرند (فکر کنم دامبلدوریکیش باشه ). و بازم مثل دفعه های پیش معلم درس مقابله با جادوهای سیاه ، آدم بدی از کار در می یاد. خدا کنه اندفعه تکلیف این اسنیپ بدبخت هم روشن بشه و هری هم باهاش خوب بشه. فقط امیدوارم همزمان با امدن کتاب در اونور مرز و برای از ما بهترون ، اینور هم بیاد.(تذکر: این متن رو بازمانده ننوشته بلکه این آزی کوچولو 10 ساله نوشته !! آخی اوچولو)   
نویسنده : زادبانو ; ساعت ٥:٤۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ فروردین ۱۳۸٢
تگ ها :