خواب

جدیدا یه قلم و کاغذ کنار تخت گذاشتم و صبح که از خواب بیدار می شم هنوز چشم ها کاملا باز نشده سعی می کنم هر چی یادمه بنویسم. خواب ها رو که مرور می کنم از سیر منطقی بینشون و حوادثی که به نحوی در صحنه های مختلف تکرار می شه متعجب می شم. خواب ها همیشه جای کار زیادی دارند.

پریشب خواب دیدم پای راستم کاملا ورم کرده بود.

دیشب خواب دیدم، روی زمین نشستم و یه جوراب ضخیم پامه. یه هویی زیر جوراب یه چیزی وول خورد. احساس کردم یه رتیله. حدسم درست بود و وقتی جوراب رو دراوردم یه رتیل سیاه به زمین افتاد. داشتم دنبال جای نیش می گشتم که دیدم توی مج پام جای یه سوراخ یه سانتی متری عمیق مونده و ورم کرده که توش پر از دانه های سیاه بود. حدس زدم رتیل تخم گذاری کرده. دو طرف زخم رو فشار دادم و تمام اون دانه ها رو از پام بیرون کشیدم. نگران بودم که اگه تخمی باقی مونده باشه و اون بچه رتیل توی پام بزرگ بشه!!

الحمدالله که تکلیف ورم پام هم معلوم شد. اینه خواب دنباله دار من. نمی ذارم ورم پام بدون تکلیف بمونه حتی در خوابنیشخند

مثلا اولین چیزی که از این دو تکه خواب به ذهنم می رسه، آسیبیه که به من وارد شده. پام صدمه خورده و سعی می کنم بدنم رو از این اسیب خلاص کنم. کمک از بیرون نیست و این خود من هستم که سعی می کنم دو دستم رو در دو طرف حفره بذارم و همه تخم ها رو بیرون بیارم. پس حس اسیب دیدن و احساس کنترلی که برای برطرف کردن زخمم دارم، دو مضمون اصلی این خواب هست. اما چرا پا؟ توی هر دو خواب پام آسیب دیده. خیلی راحت می شه فهمید که پا نمادی از راه رفتن و حرکت و رشده. پس تا وقتی که من آسیب رو برطرف نکنم و زخم رو تمیز نکنم قادر به حرکت و ادامه نیستم. در واقع این زخم، جلوی رشدم رو می گیره. در ضمن پای من با اینکه جوراب ضخیمی و تنگی به پا داشته و قاعدتا باید از ورود رتیل جلوگیری می کرده موفق به این کار نشده. ایا دفاع هایی که برای حفظ خودم به کار می برم برخلاف ظاهر ضخیم و مقاومش، ناکارامد و سسته؟ از طرفی نگران هستم که یکی از تخم ها جا بمونه و بچه رتیل در پام بزرگ بشه. ایا می ترسم این اسیب دائمی باشه و اگرچه زخم رو به ظاهر تمیز کردم در اینده برام مشکلی پیش بیاد؟ اینکه تنها کسی که در این خواب به من کمک می کنه خودم هستم هم می تونه بیانگر دو مساله باشه. یکی حس تنهایی که یکی از دلواپسی های غایی بشریه و دوم احساس کنترل معقولی که حتی در خواب هم دارم و خودم مادر خودم هستم و مسئولیت رو به عهده می گیرم.

بعد از التحریر: دکتر شیری لطف کردند و طبق روانشناسی یونگی گفتند که : رتیل و عنکبوت میتونه نماد رابطه مسموم با مادر هم باشد.

چون روابط ظاهری من و مادرم چندان مسموم نیست (رابطه یک دختر ارتمیسی و مادر دیمیتری)  اگه بخوام از این منظر نگاه کنم شاید این نماد مادر درون خودم باشه که والد منتقد و سخت گیریه برای خودم. در تعبیر این خواب من سعی کردم از روش روانشناسی وجودی برای تعبیر خواب استفاده کنم و به احساسی که در لحظه خواب دیدن دارم توجه می کنم و تداعی ازاد می کنم اتفاقات موجود در خوابم رو. از خیلی روش ها می شه برای تعبیر خواب استفاده کرد. یکی از بهترین تعبیر خواب ها مال فرویده که در کتاب تعبیر رویاها سعی کرد به تعبیر کامل یکی از رویاهای خودش درباره زنی به نام ایرمانام که او را برای جراحی نزد یکی از دوستان همکارش فرستاده بود دست پیدا کند. از زمان انتشار رویای ایرما نظریه پردازان و درمانگران زیادی، تعبیرات جدیدی از ان را ارائه کرده اند و حتی تا امروز یعنی یکصد سال بعد، جنبه های نوینی از ان رویا در ادبیات روانکاوی آشکار می شود. پس تعبیر کامل یک رویا؟ فراموشش کنید! من هم سعی کردم بدون نگرانی از اشتباه بودن دل رو به دریا بزنم و تعبیر کنم. لبخند

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٦ شهریور ۱۳٩٠