شمال و جت اسکی

سفر این بار شمال خیلی خوش گذشت. این بار همراهان همیشگی امون نبودند و در ویلا تنها بودیم. فکر نمی کردم با نبودن بچه ها خیلی کیف کنیم ولی چشمشون دور، یه مزه متفاوت داشت این بار. چون هر بار که چند تا خانواده با هم می رفتیم این تنبل ها از ویلا جم نمی خوردند و حداکثر مسیری که می رفتند تا دریا بود و شنا و برگشتش که مجموعا 100 متره:دی ولی این بار خودمون بودیم و زمان و برنامه ریزی هم دست خودمون.

در تمام خط ساحلی، بیلبوردهایی برای جت اسکی زده بودند. ما هم به ساحل روبروی جنگل سیسنگان رفتیم که با ماشین 10 دقیقه فاصله است و دستگاه های بیشتری داشت. اول می خواستیم یه دستگاه بگیریم و سه تایی  (با دو تا برادرام) در یک تایم جاهامون رو با هم عوض کنیم ولی دیدیم این کار یه خورده پت و مت بازیه و بعد سه تا دستگاه گرفتیم یک ربعه که 30 تومان برای هر کدوم شد. ولی عوضش این تغییر به نفعمون شد. جت اسکی تک نفره به هیچ عنوان قابل مقایسه با دو نفره نیست. خودت هستی و یه دستگاه و دریای روبروت. من اول فکر می کردم اسکله هست و می ری کنار و خیلی شیک سوار می شی. این بود که هیچ کدوم لباس مناسب هم نپوشیده بودیم. ولی بعد فهمیدیم باید بریم در داخل اب و کمی جلوتر سوار شیم! من به خاطر پام و ترس از صدمه دیدنش با همون کتونی رفتم داخل اب. موقع سوار شدن، اونی که مسئول بود به من می گه "خانم ها حق تکی سوار شدن رو ندارند!" من هم که از رو نرفتم و گفتم "بلیط فروخته بهمون پس ایرادی نداره". بالاخره راضی شد و گفت "فقط اگه قایق گشت ارشاد رو دیدی سریع فرار کن و بیا دم ساحل، یه قایق زردرنگه!" یه توضیح مختصر راجع به کارکردش داد و موتور رو روشن کردم و د برووووووووووووووووووووووو. نمی دونید چه حالی داره سرعت، هیجان، کوبش دستگاه روی آب، پاشیده شدن آب روی صورت، پیچ زدن، کورس گذاشتن با بغلی ها و رد شدن از علائمی که در انتها برای مشخص کردن خط پایانی گذاشتند و لذت عبور از مرز:دی. عالی بود. عالی.

از کارتینگ بهتر بود چون اینجا همه پهنه دریا رو روبروت داری و ترس از خوردن به ماشین های دیگه رو در یک مسیر مشخص شده نداری و از رفتینگ هم بهتر بود چون در رفتینگ مسئول قایق، تعیین کننده مسیر هست و از تو فقط به عنوان نیروی کار استفاده می شه و مغزت تعطیله:دی اینجا هم مسئول بودی و هم تعیین کننده مسیر و هم اوج لذت رو خودت مشخص می کردی. یه جا که داشتم با سرعت می رفتم با همون سرعت یه چرخ کامل زدم و نزدیک بود پرت شم توی اب که به زور خودم رو نگه داشتم. به هر حال تجربه ملسی بود. خدا قسمتتون هم بکنه. حالا که برگشتم به ساحل، بلیط فروشه اومده می گه "دختر تو چه جوری تکی سوار شدی؟" منم گفتم "خیلی عالی بود. مرسی.:دی" می گه "دختر قدغنه تکی سوار شدنش." می گم "چرا؟ یعنی فردا نیام؟ نمی ذارید تکی سوار شم؟" یه نیگاه به چهره هیجان زده ام کرد و خندید و گفت "تو بیا. فردا هم سوار شو. فقط توی این تایم تو تنها و اولین دختری هستی که تکی سوار شدی."

کلاهم رو که باد برد و نتونستم پیداش کنم و وسطاش دیگه روسریم رو هم دراوردم و گذاشتم توی جلیقه چون سرعت به قدری زیاد بود که با اینکه خیلی محکم بسته بودم باز شده بود و جلوی دیدم رو گرفت. شانس اوردم گشت ارشاد منو توقیف نکرد. :دی

نمک ابرود هم رفتیم. وسایل بازی خیلی زیادی اضافه کردند. یکیش سورتمه بود که در یک مسیر مشخص سوار می شدی. تقریبا مثل ترن هوایی ولی در یک مسافت بیشتر در جنگل. فکر کنم نزدیک به 1500 متری بود. بد نبود. سرعتش می رسید به 25 تا. ولی کیه که بعد از سوار شدن بر جت اسکی از سورتمه سواری با این سرعت لذت ببره. :دی تله کابین هم خوب بود ولی تقریبا یک ساعتی در صف معطل شدیم. تازه ما تله جدید رو امتحان کردیم که به خاطر مسافت کمترش متقاضی کمتری داشت، برای نشستن در اون یکی تله قدیمی باید 3 ساعتی در صف می ایستادیم که هچ کدوم از ماها حوصله اش رو نداشتیم.

موتور چهارچرخ هم داشت که دیگه فرصتی نشد این بار. هواپیمای تک موتوره هم داشت که فکر کنم باید جالب باشه. این دو تا رو گذاشتم که بار بعد امتحان کنم. :دی

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها : ماجراجویی ، سفر