بباران یا نباران؟ مساله این است...


*چه کنیم. دعا کنیم ببارد یا نبارد. اگر نبارد که در قحطی جان از کف می دهیم و اگر ببارد در سیلاب خفه خواهیم شویم. پس چه شود آیا بهتر است ؟

*در پس سخنان گهر بار و اندیشمنانه یکی از سخن وران و سیاست مداران و رییس جمهوری سابق (بابا فهمیدی کی رو می گم یا نه ؟) بر آن شدیم تا معضلات و مشکلات اصلی که مانع از برگذاری رفراندوم و رابطه با شیطان بزرگ می شود را مورد نقد و بررسی قرار دهیم :
1- مهمترین و اساسی ترین معضل این است که در صورت برقراری روابط حسنه با آمریکا دیگه کسی نیست تا مشکلات و خرابکاریهای موجود در جامعه را به گردنش بیاندازیم. چون همونطوری که همتون می دونید تموم بدبختیهای کشور ما اعم از بی پولی ، بی کاری ، غارت منابع ملی ، پیدایش آقازاده ها و.... تقصیر امریکاست!!
2- در راهپیماییهای بی شماری که به طور مرتب برگذار می کنیم بدون شعار می مانیم و نمی دونیم با پرچم کی آتیش بازی کنیم و نمی توان کشور دیگری را جانشین امریکا کرد چون اولا اصلا مزه نمی ده در ثانی مردم هم به آمیک جون عادت کردند و همونطوری که می دونید ترک عادت موجب مرضه...
3- سخنرانان عزیزمون در نماز جمعه ، برادران زحمتکش سپاهی و صد البته ، صدالبته وزارت امور خارجه دوست داشتنیمون دیگه نمی دونند چی بگن . مخصوصا سخنگوی کمال جان که دیگه نمی دونه راه به راه کی رو تکذیب کنه...
4- و دلایل بی شمار دیگری که در این مقال نمی گنجد...

*اگر به تاریخ مصر باستان و خدایان آنها علاقه دارید یه سر برید پيش انگوری. تا فرق بین آمون (خدای پولدارا) و آتون (خدای فقیر بیچاره ها) رو متوجه بشید...

*زیتون عزیز هم خیلی قشنگ دلایل خداحافظی موقت آقایون رو از وبلاگ توضیح داده (خانمها حتما بخونند...)   
نویسنده : زادبانو ; ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۳۱ فروردین ۱۳۸٢
تگ ها :