بازی زندگی شما چیه!

به دو تا تحقیق برخوردم که خیلی جالبه. معمولا فرض بر اینه که جدا شدن از کسی که خیلی دوست داری باید مشکل باشه ولی شواهد و تحقیقات نشون داده که:

× در درمان سوگ برای همسران، شواهدی یافت شده که نشان می دهد بیوه های که بهترین ازدواج ها را داشته اند، فرایند سوگ و بازگشت به زندگی نرمال و جدا شدن از فرد از دست رفته را ساده تر از کسانی پشت سر می گذارند که تعارض های عمیقی در زندگی زناشویی داشته اند! ( شاید این در پارادوکس "دریغ و افسوس" نهفته باشد. سوگ در کسانی که زندگی شان به ازدواج با فرد نامناسبی گذشته بسیار بغرنج تر است، زیرا باید هم برای خود سوگواری کنند و هم برای سال های بر بادرفته شان!)

× از طرف دیگر، پژوهش ها در مورد نوجوانان نیز نشان داده است که بچه هایی که در خانواده های سالم و بدون تعارض رشد کرده اند در هنگام نوجوانی روند مستقل شدن و جدا شدن رو سریع تر و راحت تر انجام می دهند. برعکس هر چه قدر فرد در محیط مشکل زا بزرگ شده باشه این فرایند به تاخیر می افته یا در روندش مشکل به وجود می یاد و فرد به والدش وابسته می مونه! (البته این تحقیق در امریکا انجام شده که فرد از سن 18 سالگی زندگی جداگانه ای برای خودش ترتیب می ده)

و معمولا پیش فرض اولیه ای که ماها در ذهن داریم اینه که انسان ها جایی که خوش هستند بیشتر تمایل به موندن دارند و ترک یه ناهنجاری باید براشون راحت تر باشه ولی به چند تا تحقیق جالب برخورد کردم که درست عکس این فرضیه است:

× در تحقیقات دیگه ای به طرز حیرت اور دیده شده که افرادی که در خانواده هایی با والد (یکی یا هر دو) الکی بزرگ شده اند، معمولا در بزرگسالی پارتنرهای الکی را انتخاب می کنند!

× یا افرادی که در خانواده هایی پر از تعارض بزرگ شدند و والد خشنی دارند معمولا پارتنر خشنی خواهند داشت!

می شه از این نتایج این طور برداشت کرد که تغییر دادن پیش نویس و پیش فرض های زندگیمون سخته و ما فقط با بازی که بلدیم راحتیم و دائم اونو تکرار می کنیم علارغم صدماتی که بهمون وارد می شه منتها هر بار با یاران جدید و این چرخه تکرار می شه تا وقتی کسی این دور باطل رو بشکنه و آگاهانه خودش رو تغییر بده.

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٠