بخورید و بیاشامید و لذت ببرید.

*دیروز دم دمای ظهر از سر کار گریزی زدم به یکی از کافی شاپ های چهارراه ولیعصر. چای ترش سفارش دادم و منتظر دوستی شدم. مقاله ای راجع به فروید داشت و می خواست یه نیم نگاه به مقاله اش داشته باشم. از کافی شاپ و نشستن در فضای بسته خیلی خوشم نمی یاد. اما خوندن راجع به روانشناسی که یکی از دغدغه هامه به من مجال لذت بردن از مزه کردن چای رو در فضای دود الود کافه داد.  هر چند در حین خوندن مقاله، جاهایی تردید جدی داشتم نسبت به انچه نویسنده به زبان روانکاوی شرح داده اما از کل کل کردن بر سر فروید و مکتبش دست برداشتم و حداقل سعی کردم بدون قضاوت فقط مقاله رو بخونم و نظر بدم. اما تجربه ای که برام جذابیت داشت همون ساعاتی بود که در کنار دوستم بودم و بحث راجع به موضوع مورد علاقه ام. می شه گفت خوش گذشت. حتی اون زمانی که منو به خاطر نحوه خوردن چای که بدون برداشتن سرپوش بالایی فنجان که پر از تفاله بود و باعث ریختن چایی روی میز شد کلی دست انداخت! چه می شه کرد دیگه. بسوزه پدر بی سوادی و دوری از کافی شاپ که باعث این سوتی ها می شه. :دی

دلم اساسی برای دانشگاه و مقاله نوشتن و تحقیق تنگ شده.

** پنج شنبه حوالی ظهر برای ملاقات با استاد عزیزی به حوالی پل همت رفته بودیم. بعد از تموم شدن جلسه، با دوستم برای ناهار به رستوران نایب در ولیعصر رفتیم. چیزی که از این رستوران خوشم می یاد به جز جای دنج و کارکنان خوش برخوردش، هنر جذابیه که در بشقاب غذا به نمایش می ذارن، ترکیبی از سبزیجات رنگ و وارنگ و زیبا در کنار غذا. برای من غذا خوردن یکی از لذت هامه و مزه برام خیلی مهمه. اینه که با این جور رستوران ها حال می کنم. ترکیب لوبیا، سیب زمینی، کرفس و قارچ پخته شده و فلفل دلمه ای کباب شده و جعفری که در کناره های بشقاب گرداگرد یه سیخ اوزون برون یا استیک برشته شده با سس مخصوص و لیمو ترش چیده شده همراه با سالاد فصل و ذرت فراوان، هر ذائقه ای رو نوازش می ده و اشتها رو تحریک می کنه.  خوشمزه

*** یه جریمه برای خودم گذاشتم که هر وقتی رک بودم یا به طعنه چیزی رو به کسی گفتم یه جریمه 2 تومانی برای هر بار بپردازم. فقط باید یه داور پیدا کنم چون برای خودم بعضی حرف ها انقدر بار سنگینی نداره که برای دیگران، انگاری باید خیلی بیشتر از اینا مراقب کلامم باشم. لعنتی شده یه اسب لجام گسیخته. (ببینم به خودم می تونم تند حرف بزنم یا اینم جریمه داره؟:دی)

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها :