متن درختی

من همیشه زندگیم رو به رود و جریان داشتن تشبیه کردم چون از سکون و بی تحرکی خوشم نمی یاد. ولی شاید درس این روزام این باشه که یاد بگیرم مثل درخت جایی که هستم بمونم و رشد کنم. درخت در عین حال که اسیر خاک هست و از جاش تکون نمی خوره ولی همواره رشد می کنه. خودش رو نمی تونه از چنگال زمین نجات بده  ولی به خاطر این محدودیت از بالندگی دست نمی کشه و هم به عمق و هم به فلک سر می کشه. (محدودیت رو تبدیل به فرصت می کنه) هر چه درخت بیشتر قد بکشه ریشه هاش بیشتر در اعماق زمین فرو می ره و با تکیه بر همین عمیق بودن ریشه ها ست که می تونه سر به آسمان بساید و از طوفان نترسه. به قول نیچه ،این ابرمرد تاریخ، "درخت برای غره شدن بر بلندی اش، نیازمند هوای طوفانی است." چون بدون امتحان نمی تونه از محکمی و برجا موندنش خاطرجمع بشه و به بلندی اش غره.  

یه سرقت ادبی درختی هم از یکی از دوستام بکنم که خودش رو به درختی تشبیه کرد که در عین اینکه قد کشیده ولی هیچ وقت از جوونه زدن دست نمی کشه و همیشه شاخه کوچیکی هست که از تنه اش سر بیاره و به رشد ادامه بده. از این تشبیه اش خوشم اومد و برای ثبت در تاریخ سرقت ادبی در همین وبم می یارمشنیشخند

پس درخت زندگیمون از سه تا جهت می تونه رشد کنه. * به اعماق زمین فرو بره و از تاریکی و سایه هاش نترسه. (دوباره به قول نیچه، برای خردمندتر شدن باید بیاموزی به پارس سگ ها در سردابت گوش دهی) * و هم سر به آسمان برداره و قد بکشه * و در عین حال همیشه شاخه های کوچیکی هم هست که از تنه درخت بیرون می یاد و در عین کوچکی و بی اهمیت بودن در نگاه اولیه، به زیبایی درخت زندگیمون می افزاید.  

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها :