حاصل رنج!

دیدید بعضی وقت ها جملاتی یا نوشته هایی از کسانی می خونیم یا می شنویم که تو دلمون می گیم این بابا چه خزعبلاتی به هم می بافه و یا می خوایم بزنیم توی گوش طرف! :دی یکی از این جملات اینه " همه آدمها به خصوص کسانی که به تو بدی می کنند و همه درد و رنج هات، معلمان زندگیت هستند" اوایل کهیر می زدم با شنیدن این جمله و می گفتم یه بابایی اومده توی زندگیت عوضی بازی در اورده و حالا باید بهش افرین و به به و چه چه بگیم و ازش تشکر هم بکنیم (هر چند اینجا اگه استادم بود می گفت "این ادم عوضی تو زندگی تو چه غلطی می کنه" و من چه قدر از این جمله دردم می یاد) یا یه اتفاق غیرقابل کنترل در زندگیت افتاده مثل از دست دادن یه عزیز یا یه مشکل جسمانی یا بیماری غیرقابل درمان و حالا بهش به عنوان منبع خرد و مهر نگاه کنیم؟! پناه بر خدا :دی

ولی یه خورده دردهاتون رو کنار بذارید و بیایم با هم بهش فکر کنیم. وقتی مشکلی در زندگیمون به وجود می یاد، یه اتفاق ناگوار و زمان هایی که رنج می کشیم پس از طی زمان و وقتی از درد فاصله می گیریم و به خودمون یه نگاه دوباره می کنیم واضحه که خرد بیشتری پیدا کردیم و چاره ای جز این هم نیست. چون برای فائق شدن و گذشتن از موقعیت دردناکی که درونش هستیم باید به سطحی بالاتر از انچه بودیم (سطح خردورزی بیشتر) دست پیدا کنیم تا از ان چالش یا تنگنا عبور کنیم در غیر این صورت در دردهامون غرق می شیم و با اینکه زنده ایم ولی مرده ایم!

در تحقیقی که در مورد زنان به سوگ نشسته همسر انجام شده، افرادی که به جلسات گروه درمانی مخصوص افراد داغ دیده رفته بودند بعد از گذر زمان نه تنها به درد از دست دادن فائق اومده بودند بلکه درک و خرد بیشتری نسبت به زندگی و نزدیکانشون و دنیا پیدا کرده بودند. در واقع در دیدگاهشون نسبت به زندگی تغییرات واضحی دیده شده بود.

پس خاصیت رنج همینه. درسی رو که در آسایش یاد نمی گیریم با سیلی زمانه خیلی سریع به خاطر می سپریم و هر چند این عین نامردی زمانه است ولی حقیقته :دی

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٠
تگ ها :