سایه یکدندگی!

دیروز در جلسه ای داشتیم راجع به فرافکنی و سایه هامون صحبت می کردیم. قبلش هم یه اتفاق جالب برام رخ داده بود. روز قبل در هماهنگی هایی که برای این برنامه با دوستم داشتم، می خواستم یکی از برنامه ریزی ها رو به دلایلی که از نظر خودم منطقی بود تغییر بدم. دوستم راضی نمی شد و می گفت نمی خوام برنامه ای رو که ریختیم در اخرین لحظه تغییر بدیم حتی اگه منطقی باشه!! تلفن رو که قطع کردم با عصبانیت گفتم عجب ادم غد و یکدنده ایه! که داداش کوچیکه از اون ور داد زد "لنگه خودته انگاری داری توی ایینه نگاه می کنی!!"

دققیا سایه هم همینه. ما قابلیت مشاهده دقیق چیزهایی رو در دیگران داریم (چه مثبت چه منفی) که همون رو در خودمون هم داریم. پذیرای صفت یکدنده بودن برای من سخته و مشاهده اش در دوستم برام خیلی راحت تره.

در برنامه دیروز هم مسئول گروه ازمون خواست که کسی رو که ازش بدمون می یاد و کسی که خوشمون می یاد رو بنویسیم و سه صفت رو برای هرکدومشون ذکر کنیم. صفت های  مثبت رو به راحتی به عنوان صفتی برای خودمون هم پذیرفتیم. اما وقتی ایشون گفتند که همون صفت های منفی هم مال خودتونه صدای همه در اومد که نه من اینطور نیستم! و جالبیش این بود که مثلا وقتی یکی می گفت من به هیچ عنوان خودخواه یا خودشیفته نیست دوستانش از کنارش یه هو می گفتند اتفاقا تو خیلی هم اینطوری هستی!

و سایه همینه. شاید در خودمون نتونیم ویا نخوایم که ببینیم اما با بازخورد دیگران راحت تر می تونیم پذیرای صفت های منفی در خودمون بشیم و با دیگران اصطکاک پیدا نکنیم.

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ مهر ۱۳٩٠