هرمس - خدای مذاکره

* دیدی وقتی یه یه عادتی داری معمولا متوجه اش نیستی وقتی زمانی ازش محروم می شی و دوباره داری انجامش می دی چه حظی می بری! دیروز داشتم از پله های محل کارم از طبقه سوم با حالت نیمه دو می اومدم پایین و یه لحظه چه کیفی کردم از دوباره استفاده کردن از پاهام و اون ریتم تند رفتن پله ای!

** کمی حال خوشی نداشتم. از شانس خوبم ناهار رو یادم رفته بود که بیارم. به رئیسم گفتم برای ناهار می رم بیرون. بین پاستا، پیتزا، مرغ سوخاری و  کباب ترکی، بالاخره پیتزا رو انتخاب کردم. طبقه دوم سوپراستاپ نشستم که دید کامل به خیابان داشته باشم و بتونم آدما رو در حین خوردن دید بزنم. یک ساعتی که با فراغ خاطر نشسته بودم و آروم غذام رو می خوردم و شنونده ناخواسته میز بغلی و مشکلات عشق اشون بودم کلی حال داد. برای عوض کردن حال، لازم نیست کار شاقی کرد. گاهی همین آروم نشستن و انجام کاری که دوست داری و با خودت خلوت و عشق کردن کلی اثرگذاره.

*** الان سی دی پنجم، جناب هرمس هستم که چند وقت پیش یه متنی در موردش نوشته بودم. همون طور که گفته بودم هرمس تایپ ها خدای سخنوری اند و تیپ های شخصیتیشون می تونه از بهترین معلم ها (پیامبر) تا کلاهبردارها در نوسان باشه. خوش صحبت و اغواگر و باهوش هستند. راز الود و دارای سرعت بالای انتقال هستند. کلا در مذاکره استاد هستند.

من هرمس قوی دارم. آخرای دبستان که بودم یه توپ والیبال، بابا برای تولدم خرید که دوستش نداشتم و می خواستم آبش کنم. یه روزی که فامیل خونه امون بودند و می دونستم توپ پسرا پاره شده توپ رو براشون اوردم و از مزایاش تعریف کردم و خلاصه بهشون انداختم. تازه پشت در که داشتم به حرفاشون گوش می کردم اونا فکر کرده بودند دارند سر من کلاه می ذارند.نیشخند  توپه سر یه هفته توی بازیشون پاره شد و هنوز که هنوز بعد از شونصد سال دارند به من می گند. نیشخند کلا توی این کار (کلاهبرداری) واردم فقط یه بدبختی که هست عذاب وجدان نذاشت این کار رو ادامه بدم. یعنی هر وقت سر کسی این طوری کلاه گذاشتم توی گلوم پول اش مونده و اینه که فعلا از کلاهبرداری استعفا دادم نیشخند

یه هرمس تایپی عنصری به اسم کاریزما هم داره که شامل سه بخشه: 1- نفوذ در ادم ها 2- جذب و همراه سازی اشون 3- و ایجاد انگیزه برای عمل.

در این کار هم خیلی مهارت دارم. یکیش اینه که وقتی وارد بورس شدم به قدری انگیزه در دو سه تا از دوستام  ایجاد کردم که وارد این کار شدند و ناگفته بماند که کلی پول در این راه از دست دادند.نیشخند یکی دیگه از دوستام رو هم که برای رشته مشاوره عالی بود وادار به تغییر رشته در فوق کردم و به سمت این رشته هلش دادم و الان علامه داره می خونه. خلاصه که مشوق و انگیزه دهنده خوبی هستم.

اما هرمسی که خام باشه و آگاهانه بازی نشه آسیب های زیادی به خودشون و دیگران وارد می کنند. یکی از مشکلاتش اینه که یک نوجوان ابدی باقی می مونه، یه موجود سرگردان. تخصص نداره. عمق نداره. 40 ساله اشه ولی هنوز خونه نداره و اجاره نشینه یا یه رابطه عمیق نمی تونه با کسی داشته باشه چون از تنوع پارتنرهاش لذت می بره.  دنیال ماجراجوییه.  فقط هزینه می سازه و دستاوردی نداره. خودش بی چیز شده ولی خیلی کار دیگران رو راه انداخته و از خودش مایه گذاشته. و متاسفانه نمی دونه ماجراش رو باید یه خورده مدیریت کنه و به وضعیت ثبات و پایداری برسه.

در عوض هرمس پخته هم داریم که از هر ایده استفاده می کنه و دستاورد می سازه. یا به اصطلاح از آب کره می گیره.

برای تعدیل یه هرمسی خام:

  دو تا کار نیمه تمام را دنبال کنید و به انجام برسانید.

  به رابطه های ناتمام خود سرو سامان دهید و واقعیت حضور خود را با انها در میان بذارید. تکلیف ادم ها رو روشن کنید.

  هر جا که داستان پردازی می کنید ، دروغ می گویید، غلو می کنید مچ خودتون رو بگیرید و معذرت بخواین. صادقانه با خودتون و دیگران مواجه بشید.

  اهداف اصلی زندگی اتون رو مشخص کنید و ببینید چه قصدی رو در زندگی دنبال می کنید.

  قول بی خود ندهید و مسائل رو واضح و روشن برای بقیه توضیح دهید.

 به درون اتون بیشتر توجه کنید. جنبه معنا بخشیدن به زندگی.

  لیستی از افرادی که احساسات انها رو جریحه دار کردید و بهشون اسیب رسوندید تهیه کنید و به نحوی ماجرا رو خاتمه بدید.

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٠