شمال گردی دو روزه

چهارشنبه حدودای ساعت 4:30 بعد از ظهر بود که دختر دایی زنگ زد و گفت "ما فردا می ریم شمال. چیکاره هستی" و منم که همیشه آماده گفتم "باهاتون می یام." حتی سفر کوتاه به شمال مه الود و خنک و خلوت هم کیف می ده. منتها این بار در ماشین دایی که هیوندای کیا بود و سقفش رو زدیم کنار و در اون هوای خنک جاده چالوس چه کیفی کردیم، مخصوصا وقتی بلند می شدیم و سرمون رو از سقف بیرون می کردیم و باد توی صورت و موهامون می پیچید. با اینکه سفر دو روزه بود ولی برای من که مسافرت واجب بودم خیلی عالی بود. پنج شنبه به ساحل و کوه گردی گذشت و روز جمعه هم رفتیم جت اسکی. دوباره چونه زدن برای اینکه من پشت رل بشینم و حرف همیشگی دختر پشت رل ممنوع! دوباره حرفم رو پیش بردم منتها این بار دختر داییم پشتم نشست! هر چند من که درک نمی کنم آدم بره جت اسکی سوار شه ولی پشت یکی دیگه!؟ هر چی وسط آب بهش اصرار  هم کردم بیا یه امتحانی، تستی چیزی کن قبول نکرد و محکم منو چسبیده بود! دو تا از بچه ها هم با هم تصادف کردند و یه جریمه 150 تومان هم پرداختند. هر چند بازم خدا رو شکر که برای خودشون اتفاقی نیفتاد. ولی فکر کنم این دیگه براشون درس عبرت بشه که یه خورده بیشتر مراقب باشند.

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠
تگ ها : سفر