انگیزه کسب قدرت و جنون ویرانگری در پس انگیزه نجات روح پنهان شد!

فعلا دارم کتاب تنها راه نوشته آدولف گوگنبال و ترجمه سیمین موحد انتشارات ماز رو می خونم. تازه فصل 5 هستم. ولی تا همین جاش هم جذبم کرده. این کتاب درباره پایداری زندگی زناشوییه اما برخلاف اسمش درهمون فصول اولیه زیراب ازدواج رو زده و گفته "ساختار ازدواج و خانواده غیرطبیعی، غیر غریزی و محصول مصنوعی بشر هستند. ازدواج برخلاف طبیعت است و به این علت است که ما این همه شکل های مختلف ازدواج را در طول تاریخ و در بین ملل مختلف می یابیم" یا "خود فریبی بزرگ عصرمعاصر: ازدواج برای دستیابی به خوشبختی!" حالا تا صدای اعتراضتون در نیومده بگم که در نهایت می خواد به این برسه که ازدواج رو محلی برای رشد و رسیدن به فردیت برای هر کدوم از زوج ها می دونه و روابط زناشویی محملی برای دستیابی به خود واقعیست چون همسر بیش از هر کس دیگه می تونه نقاب ها و سایه ها رو در ما مشاهده کنه و اگه بتونیم از کشاکش فرافکنی های طرفین، خودمون رو بیرون بکشیم می تونیم در سایه این ارتباط نزدیک و متقابل رشد کنیم.

در فصل روند رشد فردیت، هدف از زندگی رو دستیابی به رستگاری می دونه که متفاوت از خوشبختی است و در گذار از رنج ها حاصل می شه. در پناه این عقیده، مذاهب مختلف وارد عمل شدند که راه رستگاری رو به ادما نشون بدند و هر کسی راه خودش رو بی عیب و نقص و تنها راه می دونست. در صورتی که میلیون ها راه برای رسیدن داره و حتی می شه به نقل از روحانی فیلم مارمولک گفت که به تعداد ادما راه برای رسیدن به بهشت وجود داره! اما وقتی گروه، فرقه یا افرادی به قصد هدایت ادما، خواسته و راه خودشون رو بهشون تحمیل می کنند می شه همون حکایتهای اشنای دور و بر خودمون که با ضرب زور می خوان عقیده ای رو به خوردمون بدند و نتیجه اشناش می شه بیزاری از همه مذاهب ظاهری مذهب در کشورمون. و شاید هدف نهفته اشون رو هم با همین جمله بشه نشون داد که " انگیزه کسب قدرت و جنون ویرانگری در پس انگیزه نجات روح پنهان شد! "

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٠
تگ ها : کتاب