ضربتی زدی، ضربتی نوش کن یا بازی برنده برنده!؟

داشتم مطلبی راجع به افسردگی می خوندم از طرفی یکی از بچه ها پیشنهاد داده بود که راجع به نحوه برخورد با طعنه و کنایه های دیگران هم بنویسم.  خواستم به دوست عزیزم پیشنهاد بدم که از روش نادیده انگاری استفاده کنه ولی همونطوری که می دونید یکی از عوامل ایجاد کننده افسردگی سرکوب خشم نسبت به دیگرانه و جهت دهیش به سمت " خود" منه. یعنی شما از دست کسی ناراحت می شید و به دلایل گوناگون مثل ترس از مجازات یا ترس از طرد شدن و حتی نداشتن مهارت انتقادی و ... این ناراحتی رو به فرد بروز نمی دید و سرکوب می کنید. در طول زمان و تکرار این مساله و بنا به شدتش این خشم سرکوب شده می تونه به صورت افسردگی بروز پیدا کنه. پس راه حل مناسب چیه؟

به نظرم مهم تر از حرفی که زده شده حجم احساسیه که ما به اون اتفاق (حرف دیگری) اختصاص می دیم. پس اول ارزیابی اینکه ایا از احساسات اولیه زیربنای خشم خودتون  آگاهید و آیا افکار و انتظارات شما منطقی است یا خیر. (در صورت بله به لاین زیر برید و در غیر این صورت از بازی خارج بشید. :دی)

دوم ارزیابی اینکه ایا حرفی که به شما زده در جمعی بوده و ممکنه سخن اون شخص روی نظرات جمع بر شما تاثیر بذاره یا نه؟ (در غیر اینصورت بستگی به خودتون داره که بخواین برید لاین بعدی یا نه)

سوم ارزیابی اینکه شخصی که به شما کنایه و طعنه زده ایا فرد موثر و نزدیکی در زندگی شماست یا دختر همسایه پسرخالتونه که شاید دیگه نبینیدش و براتون مهم نیست! (بازم اینجا بستگی به خودتون بداره که ادامه بدید یا نه، اگه حرف نزده توی گلوتون گیر می کنه برید لاین بعدی)

می شه سه تا کار در مقابلش کرد. * روش پرخاشگرانه: واقعه رو برای خودمون بزرگ نمایی کنیم و اختیار احساساتمون رو از دست بدیم. (رجوع به ارک تایپ پوزیدون) * روش منعفلانه : کل موضوع رو کوچیک جلوه بدیم و انکارش کنیم یا نادیده بگیریم که منجر به افسردگی می شه. * روش جرات مندانه: یه ارزیابی واقع بینامه از ماجرا داشته باشیم و حرف و احساسات امون رو بی کنایه به طرف مقابل انتقال بدیم. رفتاری که شما به وسیله آن می توانید بدون انجام رفتارهای پرخاشگرانه, به دیگران نشان دهید که از آنها رنجیده یا عصبانی شده اید .

اگه از روش سوم می خواین استفاده کنید: روانشناسان معتقدند وقتی در روابط اجتماعی مشکلی پیش می یاد حتما باید در همون لحظه یا مدت زمان کوتاهی بعد از واقعه که خشم کمتر شده و احتمال بروز عمل احساسی کمتره موضوع رو مطرح کنیم. اول اینکه باید از احساس خودت در قبلا رفتار یا حرف اون فرد صحبت کنی و کل رفتار و یا شخصیت فرد رو زیر سوال نبری. (وقتی تو این حرف رو به من گفتی احساس ... ) دوم اینکه وقتی موضوعی رو دارید طرح می کنید نباید موضوعات قدیمی تر رو داخل کنید، فقط از موضوع این بار باید حرف بزنید. (دوسال پیش هم توی اون سفر به من گفتی ...) سعی کنید از بالغتون صحبت کنید و از کودک (اختیار رو به دست احساسات دادن) یا والدتون (سرکوب کردن و دستوری) استفاده نکنید و کلا در فضای احترام امیزی انتقادتون رو مطرح کنید و از تخریب فرد مقابل بپرهیزید و به حرفها و دلایل اون هم گوش بدید.

پ.ن. 1: من از دست کسی به حق ناراحت شده بودم، اول سعی کردم کامل ندیدش بگیرم و ماجرا رو فراموش کنم ولی بعد با یه گیر اون چنان منفجر شدم و نامه ای براش نوشتم که هرچند درست بود ولی منصفانه نبود نه به خاطر اون که به خاطر شخصیت خودم. بنابراین ندید گرفتن فقط می تونه باعث بروز احساسی شدید بشه و چندان راهبرد درستی نیست.

 پ.ن.2: یه سری اشنا داریم که میانگین سنی این خواهر و برادرها بالای 60 ساله. موضوعات کوچک و قدیمی و مهم و غیرمهم جمع و بیان نشده حالا در یک مساله ای که احتیاج به همفکری دسته جمعی اشون داره اثر گذاشته و دقیقا رفتار یه کودک 7 ساله رو درنحوه برخوردشون با هم مشاهده می کنی. همون لجبازی ها و قلدربازی و کنایه های کودکانه. پس حتما خشم اتون رو بروز بدید وگرنه در سن 70 سالگی رفتار ناپخته یه بچه 7 ساله رو خواهید داشت.

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ مهر ۱۳٩٠