حمايتهای همه جانبه اطرافيان!!

*یکی از دوستام وقتی فهمید من وبلاگ دارم آدرسمو ازم گرفت (عجب خریتی کردم!) تا ببینه چه طوریه. اتفاقا داشتم باهاش تلفنی حرف می زدم گفتم خوب وبلاگم چطوره؟ (کاش زبونم می رفت زیر چرخ هواپیما نمی پرسیدم) خوبه یا چرت و پرته ؟ اصلا قابل خوندن هست؟
گفت: چرا اینطوری می گی برای سن تو همینم خوبه ، کم کم بهتر می شی (آی ضایع شدم. منتظر بودم بگه خیلی عالیه!)

رفتم سر کامپیوتر داداشی که از اینترنت مجانی بهره ببرم (حالا آدرس وبلاگم رو می دونه ،اومدیم مال مفت بخوریم افتادیم تو چاه) حالا هر شب سه تا اخوان محترم می شینند مطالب منو می خونند بعد های های می خندند ...

پسر عموی محترم اومد دو سه تا سایت ببینه رفت تو وبلاگ بنده هوارتا غلط املائی و انشائی و دستور زبان فارسی و طرز قرار گرفتن کلمات د رکنارهم و ... ازم گرفت!

دختر دایی جان اومده بود آهنگ گوش بده رفت تو وبلاگم گفت چرا وبلاگت رنگبندیش انقدر زشته!

مامانم اومده بود ببینه من هر شب این همه ساعت پای کامپیوتر چی کار می کنم وبلاگم رو که دید گفت تو به خاطر اینا هر شب می آی وقتت رو تلف می کنی؟

بابام قبض تلفن به دست اومد اتاقم ، وبلاگم رو که دید گفت این قبض تلفن به خاطر این چرندیات انقدر رفته بالا؟!

زندگی سگی




*هیچ می دونستید که سگهای ماده وقتی بچه دار می شن اولین بچشون رو می خورند!! علت این کار هم تامین ویتامینهای از دست رفته است. سگ مادر که به علت زایمان و از دست دادن خون بدن به شدت ضعیف شده و قادر به راه رفتن و پیدا کردن غذا نیست اولین بچه ای را که به دنیا می آورد می خورد!! تا هم انرژی لازم را دریافت کند و هم بتواند به بقیه بچه ها شیر دهد.
(بیچاره بچه اولی ها... )
دائی من هم سگ نگه می دارد. موقع زایمان ، خانم سگه سه تا توله خوشگل و گوگولی به دنیا آورده بود. حسابی اون روز بهش می رسند که بلائی سر بچه ها نیاره اما روز بعد که می رند بهش سر بزند از هیچکدوم از توله ها خبری نبوده با یه نیگا به لب و لوچه خانم سگه که داشته با لذت دور لبش رو پاک می کرده کاشف به عمل می یارند که ترتیب سه تاشون رو داده. مثل اینکه این یکی اولی رو که خورده به دهنش مزه داده ترتیب بقیه رو هم داده یا شابد پیش خودش گفته بذار از این زندگی سگی راحتشون کنم!!!

  

نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ اردیبهشت ۱۳۸٢
تگ ها :