گپ و گفتمانمون اینجوریاست :دی

با دوست مشاورم که گرایشش روانکاویه (من بیشتر گرایشم اگزیستانسیاله) می شینیم یک ساعت بحث های مختلف روانشناسی می کنیم و توی سر و کله هم می زنیم و کلی از این هم صحبتی روانشناسانه لذت می بریم. یه جاهایی هم وقتی گیر می کنم و علت بعضی رفتارهام رو نمی فهمم باهاش مطرح می کنم و اون عالی نکاتی رو در منی که تقریبا می شناسه طرح می کنه و با هم گره هاش رو باز می کنیم. من بعضی از خاطرات و خواب هام رو هر وقت که تنبلی نمی کنم می نویسم و این نوشتن یه جاهایی خیلی به هم کمک کرده. چند شب پیش در مرور خاطرات چند سال پیشم، متوجه اسمی شدم که در طی خواب ها و خاطراتم در زمان های مختلف تکرار شده و جالبیش این بود که تا وقتی خاطراتم رو مرور نکرده بودم تکرر این اسم خاص در جاهای مختلف حتی به چشمم هم نیومده بود! نصفه شبی بهش زنگ زدم و با هیجان براش تعریف کردم. یه نقب زدیم توی گذشته و اول فکر کردم مربوط به اسم اشنایی می شه که چندین سال پیش از سرطان فوت کرده و خیلی برام عزیز بوده و هنوز تاثیر مرگ زودهنگامش روم باقی مونده. ولی بعد عقب تر رفتیم و شباهت اسمی با همبازی دوران 5 تا 7 سالگیم پیدا کردم (که دقیقا هم اسم همین اشنای فوت شده است!) و تاثیری که هنوز اون کودک 6ساله روی زندگی الانم داره! مثل اینکه ادما ظاهرا بزرگ می شند اما همواره گذشته تاثیر فوق العاده ای روی انتخاب های الانشون داره اونم به صورت ناخوداگاه! جل الخالق!

حالا باد به گوشش نرسونه ولی این روانکاوی هم بعضی جاها عالی جواب می ده ها.

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱۱:٥٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ دی ۱۳٩٠