هوس دل

در اینکه شور و ذوق من برای کارها زود تموم می شه حرفی نیست که به خاطر تیپ شهودی بودنمه که جذابیت کارها زود نزدم رنگ می بازه و مشتاق انجام کار دیگه ای می شم. تنها کاری که تا حالا قطعش نکردم کتاب خوندن بوده که از اوایل سال های دبستان ام شروع شده و علاقه و پیگیری ام به موضوعات روانشناسی که از سال 82 شروع شده. دلیل ادامه و کات نکردن در این دو فیلد هم واضحه که به دلیل تنوع و گسترده بودن اشه که هیچ وقت تازگی اش رو برام از دست نداده و هر بار منتظر چیزهای بکر و نو در این دو رَسته هستم.  اما امان از کارهای نصفه و نیمه تمام دیگه ام. یکی از این موضوعات که این روزا برام چالش برانگیز شده این Voc دلنشینه که الان هوس کردم ولش کنم و از طرفی رقابت با همکلاسی هام باعث شده که تا حالا خوب بخونمش. کلا ادمی نیستم که در زبان خواندن استعداد داشته باشم و از این جور ادمهایی نیستم که طرف بیش از چند زبان رو به راحتی زبان مادریش صحبت می کنه! حالا هم که کلاس های  Ielts رو شروع کردم خوندن این همه لغات جورواجور و حفظ کردنشون برام خیلی سخته. بعضی روزا ارزو می کنم یه تزریقی چیزی باشه که وصل بشه به کله ام و تمام این کلمات مزخرف رو دیکشنری وار و روبات وار یاد بگیرم. این روزا دلم لک زده برای یه کلاس مثل تفسیر مثنوی معنوی یا گلشن راز و ... دلم هوس بوی عطر بهشتی رو کرده. دلم هوس ارامش پس از نشستن سر این کلاس ها رو کرده.

بعداز التحریر: همین الان همکارم اومده سوال می کنه"توی کتابخونه شرکت کتابی راجع به اموزش زبان فرانسه نداریم؟" :دی اینا دارن اموزش زبان چندمشون رو شروع می کنند ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم.

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ دی ۱۳٩٠
تگ ها :