درس و مشق

درسته که مسافرت کیشم جایزه خوب درس خوندنم برای Vocab و تموم شدنش بود اما انقدر انرژی دریافت کرده بودم که کلاس های حسابداریم رو شروع کردم. برای کلاس های بعدی زبان در waiting list هستم و با این همه حجم دانشجو بعید می دونم اینور سال نوبتم بشه. پس رفتم حسابداری که رشته جذابیه. از وقتی خوندن کتاب هایی نظیر "بابای پولدار و بابای بی پول"، "زنان پولدار" و بورس بازی و سرمایه گذاری رو شروع کردم جای خالی این مقوله رو توی زندگیم بیش از بیش حس می کردم و بالاخره به خاطر نیازی که در کار جدیدم بهش احساس می کردم، فرصت رو غنیمت شمردم و در یکی از موسسات مشهور این رشته با اقای صنعتی درس رو برداشتم. استاد ادم نازنینیه و این برای من که اول باید از لحاظ احساسی با معلمم ارتباط برقرار کنم (ویژگی تیپ های پوزیدونی) تا درس بخونم غنیمته وگرنه لج می کردم به استاد و درس نمی خوندم.نیشخند فعلا جلسه دوم رو تموم کردیم ولی نمی دونید این حسابداری چه دنیای جالبیه و طرز نوشتن دفتر روزنامه و دفتر کل چه قدر گیج کننده است! من که سر کلاس کلی قاطی کردم. باید برم تمرین حل کنم. عاشق این تمرین حل کردنش هستم. اگه بدونی چند ساله تمرین حل نکردم!؟ دراز بکشم روی فرش و دور و برم رو حسابی با کتاب و ورق پر کنم و تلویزیون هم روشن باشه و همزمان با جویدن ته مداد فکر کنم و وقتی مساله حل شد برای جایزه یه بستنی یخی قرمز یا نارنجی بخورم.  خوشمزه

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠
تگ ها :