سالی نو با دیدی نو

یه سری جملات هست که بار اول که می خونی یه لا الا الله ای زیر لبی زمزمه می کنی و فکر می کنی نفس این ادم از جای گرم و نرمی بلند می شه و هیچ نوفهمه. اما وقتی چرخ روزگار برای تو هم کمی می چرخه و می چرخه و مویی در این اسیاب سفید می کنی به طرز عجیبی همذات پنداری می کنی با چیزی که اول فکر می کردی اراجیفه. یکی از این مس های سابق و طلای امروز این بود که هر کس در زندگی به تو بدی می کنه رو گرامی بدار که معلم بزرگیه در زندگیت!!!! همیشه فکر می کردم یعنی چی که یکی می یاد توی زندگیت یه لگد  می زنه و می ره و تو باید حالا جای پاش رو هم تقدس کنی! اما حالا که به گذشته نگاه می کنم یه موضوع جالب که به چشمم می یاد این بوده که هر جا زخمی بوده رشدی هم در پسش داشتم. چون اگه با همون میزان فکر و شعور و تعقل می خواستم اون مساله رو حل کنم توان گذشتن ازش رو نداشتم. اما وقتی چارچوب های خودم رو گسترش می دادم تا از اون مساله بگذرم یه حرکت بطئی هم به سمت رشد داشتم که شاید در اون لحظه به چشمم نمی اومد اما وقتی گذر زمان بهش می خوره و خارج از اون بهش می نگرم اون رشد رو کامل حس می کنم. مثل قد کشیدنمون که شاید هیچ وقت نفهمیم کی سانت به سانت بلندتر می شدیم اما در بازه زمانی وقتی به خودمون نگاه می کنیم این رشد رو می بینیم. هرچند خدا رو شکر که قد کشیدن روحیمون مثل وضعیت جسمانیمون توقف نداره و می شه به درخت تشبیه اش کنیم. به هر حال این سال نویی خواستم دست همه ادم هایی رو که زمانی به زعم من به من زخمی زدند بفشارم و از اینکه صمیمانه معلم چوب به دست اما دلسوزی در مدرسه من بودند تشکر کنم. سال نوی همتون مبارک.  

  
نویسنده : زادبانو ; ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٩ فروردین ۱۳٩۱
تگ ها :